دفتر ۲  ·  32 beyts

بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحب‌خانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرد

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M2:2798 این بدان ماند که شخصی دزد دید در وثاق اندر پی او می‌دوید
  2. M2:2799 تا دو سه میدان دوید اندر پیش تا در افکند آن تعب اندر خویش
  3. M2:2800 اندر آن حمله که نزدیک آمدش تا بدو اندر جهد در یابدش
  4. M2:2801 دزد دیگر بانگ کردش که بیا تا ببینی این علامات بلا
  5. M2:2802 زود باش و باز گرد ای مرد کار تا ببینی حال اینجا زار زار
  6. M2:2803 گفت باشد کان طرف دزدی بود گر نگردم زود این بر من رود
  7. M2:2804 در زن و فرزند من دستی زند بستن این دزد سودم کی کند
  8. M2:2805 این مسلمان از کرم می‌خواندم گر نگردم زود پیش آید ندم
  9. M2:2806 بر امید شفقت آن نیکخواه دزد را بگذاشت باز آمد به راه
  10. M2:2807 گفت ای یار نکو احوال چیست این فغان و بانگ تو از دست کیست
  11. M2:2808 گفت اینک بین نشان پای دزد این طرف رفتست دزد زن‌بمزد
  12. M2:2809 نک نشان پای دزد قلتبان در پی او رو بدین نقش و نشان
  13. M2:2810 گفت ای ابله چه می‌گویی مرا من گرفته بودم آخر مر ورا
  14. M2:2811 دزد را از بانگ تو بگذاشتم من تو خر را آدمی پنداشتم
  15. M2:2812 این چه ژاژست و چه هرزه ای فلان من حقیقت یافتم چه بود نشان
  16. M2:2813 گفت من از حق نشانت می‌دهم این نشانست از حقیقت آگهم
  17. M2:2814 گفت طراری تو یا خود ابلهی بلک تو دزدی و زین حال آگهی
  18. M2:2815 خصم خود را می‌کشیدم من کشان تو رهانیدی ورا کاینک نشان
  19. M2:2816 تو جهت‌گو من برونم از جهات در وصال آیات کو یا بینات
  20. M2:2817 صنع بیند مرد محجوب از صفات در صفات آنست کو گم کرد ذات
  21. M2:2818 واصلان چون غرق ذات‌اند ای پسر کی کنند اندر صفات او نظر
  22. M2:2819 چونک اندر قعر جو باشد سرت کی به رنگ آب افتد منظرت
  23. M2:2820 ور به رنگ آب باز آیی ز قعر پس پلاسی بستدی دادی تو شعر
  24. M2:2821 طاعت عامه گناه خاصگان وصلت عامه حجاب خاص دان
  25. M2:2822 مر وزیری را کند شه محتسب شه عدو او بود نبود محب
  26. M2:2823 هم گناهی کرده باشد آن وزیر بی سبب نبود تغیر ناگزیر
  27. M2:2824 آنک ز اول محتسب بد خود ورا بخت و روزی آن بدست از ابتدا
  28. M2:2825 لیک آنک اول وزیر شه بدست محتسب کردن سبب فعل بدست
  29. M2:2826 چون تو را شه ز آستانه پیش خواند باز سوی آستانه باز راند
  30. M2:2827 تو یقین می‌دان که جرمی کرده‌ای جبر را از جهل پیش آورده‌ای
  31. M2:2828 که مرا روزی و قسمت این بدست پس چرا دی بودت آن دولت به دست
  32. M2:2829 قسمت خود خود بریدی تو ز جهل قسمت خود را فزاید مرد اهل

↓ download .txt ↓ JSON