دفتر ۲  ·  30 beyts

بخش ۹۳ - کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریا

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M2:3215 هم ز ابراهیم ادهم آمدست کو ز راهی بر لب دریا نشست
  2. M2:3216 دلق خود می‌دوخت آن سلطان جان یک امیری آمد آنجا ناگهان
  3. M2:3217 آن امیر از بندگان شیخ بود شیخ را بشناخت سجده کرد زود
  4. M2:3218 خیره شد در شیخ و اندر دلق او شکل دیگر گشته خلق و خلق او
  5. M2:3219 کو رها کرد آنچنان ملکی شگرف بر گزید آن فقر بس باریک‌حرف
  6. M2:3220 ترک کرد او ملک هفت اقلیم را می‌زند بر دلق سوزن چون گدا
  7. M2:3221 شیخ واقف گشت از اندیشه‌اش شیخ چون شیرست و دلها بیشه‌اش
  8. M2:3222 چون رجا و خوف در دلها روان نیست مخفی بر وی اسرار جهان
  9. M2:3223 دل نگه دارید ای بی حاصلان در حضور حضرت صاحب‌دلان
  10. M2:3224 پیش اهل تن ادب بر ظاهرست که خدا زیشان نهان را ساترست
  11. M2:3225 پیش اهل دل ادب بر باطنست زانک دلشان بر سرایر فاطنست
  12. M2:3226 تو بعکسی پیش کوران بهر جاه با حضور آیی نشینی پایگاه
  13. M2:3227 پیش بینایان کنی ترک ادب نار شهوت را از آن گشتی حطب
  14. M2:3228 چون نداری فطنت و نور هدی بهر کوران روی را می‌زن جلا
  15. M2:3229 پیش بینایان حدث در روی مال ناز می‌کن با چنین گندیده حال
  16. M2:3230 شیخ سوزن زود در دریا فکند خواست سوزن را به آواز بلند
  17. M2:3231 صد هزاران ماهی اللهیی سوزن زر در لب هر ماهیی
  18. M2:3232 سر بر آوردند از دریای حق که بگیر ای شیخ سوزنهای حق
  19. M2:3233 رو بدو کرد و بگفتش ای امیر ملک دل به یا چنان ملک حقیر
  20. M2:3234 این نشان ظاهرست این هیچ نیست تا بباطن در روی بینی تو بیست
  21. M2:3235 سوی شهر از باغ شاخی آورند باغ و بستان را کجا آنجا برند
  22. M2:3236 خاصه باغی کین فلک یک برگ اوست بلک آن مغزست و این عالم چو پوست
  23. M2:3237 بر نمی‌داری سوی آن باغ گام بوی افزون جوی و کن دفع زکام
  24. M2:3238 تا که آن بو جاذب جانت شود تا که آن بو نور چشمانت شود
  25. M2:3239 گفت یوسف ابن یعقوب نبی بهر بو القوا علی وجه ابی
  26. M2:3240 بهر این بو گفت احمد در عظات دائما قرة عینی فی الصلوة
  27. M2:3241 پنج حس با همدگر پیوسته‌اند رسته این هر پنج از اصلی بلند
  28. M2:3242 قوت یک قوت باقی شود ما بقی را هر یکی ساقی شود
  29. M2:3243 دیدن دیده فزاید عشق را عشق در دیده فزاید صدق را
  30. M2:3244 صدق بیداری هر حس می‌شود حسها را ذوق مونس می‌شود

↓ download .txt ↓ JSON