دفتر ۳ · 9 beyts
بخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:2306 یادم آمد آن حکایت کان فقیر روز و شب میکرد افغان و نفیر
- M3:2307 وز خدا میخواست روزی حلال بی شکار و رنج و کسب و انتقال
- M3:2308 پیش ازین گفتیم بعضی حال او لیک تعویق آمد و شد پنجتو
- M3:2309 هم بگوییمش کجا خواهد گریخت چون ز ابر فضل حق حکمت بریخت
- M3:2310 صاحب گاوش بدید و گفت هین ای بهظلمت گاو من گشته رهین
- M3:2311 هین چرا کُشتی بگو گاو مرا ابله طرار انصاف اندر آ
- M3:2312 گفت من روزی ز حق میخواستم قبله را از لابه میآراستم
- M3:2313 آن دعای کهنهام شد مستجاب روزی من بود کشتم نک جواب
- M3:2314 او ز خشم آمد گریبانش گرفت چند مشتی زد به رویش ناشکفت
❋