دفتر ۳ · 12 beyts
بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:2657 اصلشان بَد بود آن اهل سبا میرمیدندی ز اسبابِ لقا
- M3:2658 دادشان چندان ضیاع و باغ و راغ از چپ و از راست از بهر فراغ
- M3:2659 بس که میافتاد از پُری ثمار تنگ میشد معبرِ ره، بر گذار
- M3:2660 آن نثار میوه، ره را میگرفت از پُریِ میوه، رهرو در شگفت
- M3:2661 سَلّه بر سر در درختستانشان پُر شدی ناخواست از میوهفشان
- M3:2662 باد آن میوه فشاندی نَه کسی پُر شدی زان میوه دامنها بسی
- M3:2663 خوشههای زفت تا زیر آمده بر سَر و روی رونده میزده
- M3:2664 مَرد گلخنتاب از پُری زر بسته بودی در میان زرین کمر
- M3:2665 سگ کُلیچه کوفتی در زیر پا تخمه بودی گرگ صحرا از نوا
- M3:2666 گشته آمن شهر و ده از دزد و گرگ بُز نترسیدی هم از گرگ سترگ
- M3:2667 گر بگویم شرح نعمتهای قوم که زیادت میشد آن یوماً بِیَوم
- M3:2668 مانع آید از سخنهای مهم انبیا بردند امرِ فَاستَقِم
❋