دفتر ۳ · 21 beyts
بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازم
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:2841 یا به حال اولینان بنگرید یا سوی آخر بحزمی در پرید
- M3:2842 حزم چه بود در دو تدبیر احتیاط از دو آن گیری که دورست از خباط
- M3:2843 آن یکی گوید درین ره هفت روز نیست آب و هست ریگ پایسوز
- M3:2844 آن دگر گوید دروغست این بران که بهر شب چشمهای بینی روان
- M3:2845 حزم آن باشد که بر گیری تو آب تا رهی از ترس و باشی بر صواب
- M3:2846 گر بود در راه آب این را بریز ور نباشد وای بر مرد ستیز
- M3:2847 ای خلیفهزادگان دادی کنید حزم بهر روز میعادی کنید
- M3:2848 آن عدوی کز پدرتان کین کشید سوی زندانش ز علیین کشید
- M3:2849 آن شه شطرنج دل را مات کرد از بهشتش سخرهٔ آفات کرد
- M3:2850 چند جا بندش گرفت اندر نبرد تا بکشتی در فکندش رویزرد
- M3:2851 اینچنین کردست با آن پهلوان سست سستش منگرید ای دیگران
- M3:2852 مادر و بابای ما را آن حسود تاج و پیرایه بچالاکی ربود
- M3:2853 کردشان آنجا برهنه و زار و خوار سالها بگریست آدم زار زار
- M3:2854 که ز اشک چشم او رویید نبت که چرا اندر جریدهٔ لاست ثبت
- M3:2855 تو قیاسی گیر طراریش را که چنان سرور کند زو ریش را
- M3:2856 الحذر ای گلپرستان از شرش تیغ لا حولی زنید اندر سرش
- M3:2857 کو همیبیند شما را از کمین که شما او را نمیبینید هین
- M3:2858 دایما صیاد ریزد دانهها دانه پیدا باشد و پنهان دغا
- M3:2859 هر کجا دانه بدیدی الحذر تا نبندد دام بر تو بال و پر
- M3:2860 زانک مرغی کو بترک دانه کرد دانه از صحرای بی تزویر خورد
- M3:2861 هم بدان قانع شد و از دام جست هیچ دامی پر و بالش را نبست
❋