دفتر ۳  ·  16 beyts

بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:3367 چون شنید اینها دوان شد تیز و تفت بر در موسی کلیم الله رفت
  2. M3:3368 رو همی‌مالید در خاک او ز بیم که مرا فریاد رس زین ای کلیم
  3. M3:3369 گفت رو بفروش خود را و بره چونک استا گشته‌ای بر جه ز چه
  4. M3:3370 بر مسلمانان زیان انداز تو کیسه و همیانها را کن دوتو
  5. M3:3371 من درون خشت دیدم این قضا که در آیینه عیان شد مر ترا
  6. M3:3372 عاقل اول بیند آخر را بدل اندر آخر بیند از دانش مقل
  7. M3:3373 باز زاری کرد کای نیکوخصال مر مرا در سر مزن در رو ممال
  8. M3:3374 از من آن آمد که بودم ناسزا ناسزایم را تو ده حسن الجزا
  9. M3:3375 گفت تیری جست از شست ای پسر نیست سنت کآید آن واپس به سر
  10. M3:3376 لیک در خواهم ز نیکوداوری تا که ایمان آن زمان با خود بری
  11. M3:3377 چونک ایمان برده باشی زنده‌ای چونک با ایمان روی پاینده‌ای
  12. M3:3378 هم در آن دم حال بر خواجه بگشت تا دلش شوریده و آوردند طشت
  13. M3:3379 شورش مرگست نه هیضهٔ طعام قی چه سودت دارد ای بدبخت خام
  14. M3:3380 چار کس بردند تا سوی وثاق ساق می‌مالید او بر پشت ساق
  15. M3:3381 پند موسی نشنوی شوخی کنی خویشتن بر تیغ پولادی زنی
  16. M3:3382 شرم ناید تیغ را از جان تو آن تست این ای برادر آن تو

↓ download .txt ↓ JSON