دفتر ۳ · 21 beyts
بخش ۱۸۰ - گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:3768 بانگ بر وی زد نمودار کرم که امین حضرتم از من مرم
- M3:3769 از سرافرازان عزت سرمکش از چنین خوشمحرمان خود درمکش
- M3:3770 این همی گفت و ذبالهٔ نور پاک از لبش میشد پیاپی بر سماک
- M3:3771 از وجودم میگریزی در عدم در عدم من شاهم و صاحب علم
- M3:3772 خود بنه و بنگاه من در نیستیست یکسواره نقش من پیش ستیست
- M3:3773 مریما بنگر که نقش مشکلم هم هلالم هم خیال اندر دلم
- M3:3774 چون خیالی در دلت آمد نشست هر کجا که میگریزی با توست
- M3:3775 جز خیالی عارضی و باطلی کو بود چون صبح کاذب آفلی
- M3:3776 من چو صبح صادقم از نور رب که نگردد گرد روزم هیچ شب
- M3:3777 هین مکن لاحول عمران زادهام که ز لاحول این طرف افتادهام
- M3:3778 مر مرا اصل و غذا لاحول بود نور لاحولی که پیش از قول بود
- M3:3779 تو همیگیری پناه ازمن به حق من نگاریدهٔ پناهم در سبق
- M3:3780 آن پناهم من که مخلصهات بود تو اعوذ آری و من خود آن اعوذ
- M3:3781 آفتی نبود بتر از ناشناخت تو بر یار و ندانی عشق باخت
- M3:3782 یار را اغیار پنداری همی شادیی را نام بنهادی غمی
- M3:3783 اینچنین نخلی که لطف یار ماست چونک ما دزدیم نخلش دار ماست
- M3:3784 اینچنین مشکین که زلف میر ماست چونکه بیعقلیم این زنجیر ماست
- M3:3785 اینچنین لطفی چو نیلی میرود چونکه فرعونیم چون خون میشود
- M3:3786 خون همیگوید من آبم هین مریز یوسفم گرگ از توام ای پر ستیز
- M3:3787 تو نمیبینی که یار بردبار چونکه با او ضد شدی گردد چو مار
- M3:3788 لحم او و شحم او دیگر نشد او چنان بد جز که از منظر نشد
❋