دفتر ۳ · 19 beyts
بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالیوار
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:3789 شمع مریم را بهل افروخته که بخارا میرود آن سوخته
- M3:3790 سخت بیصبر و در آتشدان تیز رو سوی صدر جهان میکن گریز
- M3:3791 این بخارا منبع دانش بود پس بخاراییست هرک آنش بود
- M3:3792 پیش شیخی در بخارا اندری تا به خواری در بخارا ننگری
- M3:3793 جز به خواری در بخارای دلش راه ندهد جزر و مد مشکلش
- M3:3794 ای خنک آن را که ذلت نفسه وای آنکس را که یردی رفسه
- M3:3795 فرقت صدر جهان در جان او پاره پاره کرده بود ارکان او
- M3:3796 گفت بر خیزم همآنجا واروم کافر ار گشتم دگر ره بگروم
- M3:3797 واروم آنجا بیفتم پیش او پیش آن صدر نکواندیش او
- M3:3798 گویم افکندم به پیشت جان خویش زنده کن یا سر ببر ما را چو میش
- M3:3799 کشته و مرده به پیشت ای قمر به که شاه زندگان جای دگر
- M3:3800 آزمودم من هزاران بار بیش بی تو شیرین مینبینم عیش خویش
- M3:3801 غن لی یا منیتی لحن النشور ابرکی یا ناقتی تم السرور
- M3:3802 ابلعی یا ارض دمعی قد کفی اشربی یا نفس وردا قد صفا
- M3:3803 عدت یا عیدی الینا مرحبا نعم ما روحت یا ریح الصبا
- M3:3804 گفت ای یاران روان گشتم وداع سوی آن صدری که میر است و مطاع
- M3:3805 دمبدم در سوز بریان میشوم هرچه بادا باد آنجا میروم
- M3:3806 گرچه دل چون سنگ خارا میکند جان من عزم بخارا میکند
- M3:3807 مسکن یارست و شهر شاه من پیش عاشق این بود حب الوطن
❋