دفتر ۳ · 11 beyts
بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:721 آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگ اندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ
- M3:722 پس بر آمد پوستش رنگین شده که منم طاووس علیین شده
- M3:723 پشم رنگین رونق خوش یافته آفتاب آن رنگها بر تافته
- M3:724 دید خود را سبز و سرخ و فُور و زرد خویشتن را بر شغالان عرضه کرد
- M3:725 جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟ که تو را در سر نشاطی ملتویست
- M3:726 از نشاط از ما کرانه کردهای این تکبر از کجا آوردهای؟
- M3:727 یک شغالی پیش او شد کای فلان شید کردی یا شدی از خوشدلان؟
- M3:728 شید کردی تا به منبر برجهی تا ز لاف این خلق را حسرت دهی
- M3:729 بس بکوشیدی ندیدی گرمیی پس ز شید آوردهای بیشرمیی
- M3:730 گرمی، آنِ اولیا و انبیاست باز بیشرمی پناه هر دغاست
- M3:731 که التفات خلق سوی خود کشند که خوشیم و از درون بس ناخوشند
❋