دفتر ۳ · 15 beyts
بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:4211 آن غریب شهر سربالا طلب گفت میخسپم درین مسجد بشب
- M3:4212 مسجدا گر کربلای من شوی کعبهٔ حاجتروای من شوی
- M3:4213 هین مرا بگذار ای بگزیده دار تا رسنبازی کنم منصوروار
- M3:4214 گر شدیت اندر نصیحت جبرئیل مینخواهد غوث در آتش خلیل
- M3:4215 جبرئیلا رو که من افروخته بهترم چون عود و عنبر سوخته
- M3:4216 جبرئیلا گرچه یاری میکنی چون برادر پاس داری میکنی
- M3:4217 ای برادر من بر آذر چابکم من نه آن جانم که گردم بیش و کم
- M3:4218 جان حیوانی فزاید از علف آتشی بود و چو هیزم شد تلف
- M3:4219 گر نگشتی هیزم او مثمر بدی تا ابد معمور و هم عامر بدی
- M3:4220 باد سوزانت این آتش بدان پرتو آتش بود نه عین آن
- M3:4221 عین آتش در اثیر آمد یقین پرتو و سایهٔ ویست اندر زمین
- M3:4222 لاجرم پرتو نپاید ز اضطراب سوی معدن باز میگردد شتاب
- M3:4223 قامت تو بر قرار آمد بساز سایهات کوته دمی یکدم دراز
- M3:4224 زانک در پرتو نیابد کس ثبات عکسها وا گشت سوی امهات
- M3:4225 هین دهان بر بند فتنه لب گشاد خشک آر الله اعلم بالرشاد
❋