دفتر ۳ · 32 beyts
بخش ۲۱۱ - رسیدن بانگ طلسمی نیمشب مهمان مسجد را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:4344 بشنو اکنون قصهٔ آن بانگ سخت که نرفت از جا بدان آن نیکبخت
- M3:4345 گفت چون ترسم چو هست این طبل عید تا دهل ترسد که زخم او را رسید
- M3:4346 ای دهلهای تهی بی قلوب قسمتان از عید جان شد زخم چوب
- M3:4347 شد قیامت عید و بیدینان دهل ما چو اهل عید خندان همچو گل
- M3:4348 بشنو اکنون این دهل چون بانگ زد دیگ دولتبا چگونه میپزد
- M3:4349 چونک بشنود آن دهل آن مرد دید گفت چون ترسد دلم از طبل عید
- M3:4350 گفت با خود هین ملرزان دل کزین مرد جان بددلان بییقین
- M3:4351 وقت آن آمد که حیدروار من ملک گیرم یا بپردازم بدن
- M3:4352 بر جهید و بانگ بر زد کای کیا حاضرم اینک اگر مردی بیا
- M3:4353 در زمان بشکست ز آواز آن طلسم زر همیریزید هر سو قسم قسم
- M3:4354 ریخت چند این زر که ترسید آن پسر تا نگیرد زر ز پری راه در
- M3:4355 بعد از آن برخاست آن شیر عتید تا سحرگه زر به بیرون میکشید
- M3:4356 دفن میکرد و همی آمد بزر با جوال و توبره بار دگر
- M3:4357 گنجها بنهاد آن جانباز از آن کوری ترسانی واپس خزان
- M3:4358 این زر ظاهر بخاطر آمدست در دل هر کور دور زرپرست
- M3:4359 کودکان اسفالها را بشکنند نام زر بنهند و در دامن کنند
- M3:4360 اندر آن بازی چو گویی نام زر آن کند در خاطر کودک گذر
- M3:4361 بل زر مضروب ضرب ایزدی کو نگردد کاسد آمد سرمدی
- M3:4362 آن زری کین زر از آن زر تاب یافت گوهر و تابندگی و آب یافت
- M3:4363 آن زری که دل ازو گردد غنی غالب آید بر قمر در روشنی
- M3:4364 شمع بود آن مسجد و پروانه او خویشتن در باخت آن پروانهخو
- M3:4365 پر بسوخت او را ولیکن ساختش بس مبارک آمد آن انداختش
- M3:4366 همچو موسی بود آن مسعودبخت کاتشی دید او به سوی آن درخت
- M3:4367 چون عنایتها برو موفور بود نار میپنداشت و خود آن نور بود
- M3:4368 مرد حق را چون ببینی ای پسر تو گمان داری برو نار بشر
- M3:4369 تو ز خود میآیی و آن در تو است نار و خار ظن باطل این سو است
- M3:4370 او درخت موسی است و پر ضیا نور خوان نارش مخوان باری بیا
- M3:4371 نه فطام این جهان ناری نمود سالکان رفتند و آن خود نور بود
- M3:4372 پس بدان که شمع دین بر میشود این نه همچون شمع آتشها بود
- M3:4373 این نماید نور و سوزد یار را و آن بصورت نار و گل زوار را
- M3:4374 این چو سازنده ولی سوزندهای و آن گه وصلت دل افروزندهای
- M3:4375 شکل شعلهٔ نور پاک سازوار حاضران را نور و دوران را چو نار
❋