دفتر ۳ · 13 beyts
بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِ
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:4472 دید پیغامبر یکی جوقی اسیر که همیبردند و ایشان در نفیر
- M3:4473 دیدشان در بند آن آگاه شیر می نظر کردند در وی زیر زیر
- M3:4474 تا همی خایید هر یک از غضب بر رسول صدق دندانها و لب
- M3:4475 زهره نه با آن غضب که دم زنند زانک در زنجیر قهر دهمنند
- M3:4476 میکشاندشان موکل سوی شهر میبرد از کافرستانشان به قهر
- M3:4477 نه فدایی میستاند نه زری نه شفاعت میرسد از سروری
- M3:4478 رحمت عالم همیگویند و او عالمی را میبرد حلق و گلو
- M3:4479 با هزار انکار میرفتند راه زیر لب طعنهزنان بر کار شاه
- M3:4480 چارهها کردیم و اینجا چاره نیست خود دل این مرد کم از خاره نیست
- M3:4481 ما هزاران مرد شیر الپ ارسلان با دو سه عریان سست نیمجان
- M3:4482 این چنین درماندهایم از کژرویست یا ز اخترهاست یا خود جادویست
- M3:4483 بخت ما را بر درید آن بخت او تخت ما شد سرنگون از تخت او
- M3:4484 کار او از جادوی گر گشت زفت جادوی کردیم ما هم چون نرفت
❋