دفتر ۳  ·  15 beyts

بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:840 جهد فرعونی چو بی توفیق بود هرچه او می‌دوخت آن تفتیق بود
  2. M3:841 از منجم بود در حکمش هزار وز معبر نیز و ساحر بی‌شمار
  3. M3:842 مقدم موسی نمودندش بخواب که کند فرعون و مُلکش را خراب
  4. M3:843 با معبر گفت و با اهل نجوم چون بود دفع خیال و خواب شوم
  5. M3:844 جمله گفتندش که تدبیری کنیم راه زادن را چو ره‌زن می‌زنیم
  6. M3:845 تا رسید آن شب که مَولِد بود آن رای این دیدند آن فرعونیان
  7. M3:846 که برون آرند آن روز از پگاه سوی میدان بزم و تخت پادشاه
  8. M3:847 الصلا ای جمله اسرائیلیان شاه می‌خواند شما را زان مکان
  9. M3:848 تا شما را رو نماید بی نقاب بر شما احسان کند بهر ثواب
  10. M3:849 کان اسیران را به جز دوری نبود دیدن فرعون دستوری نبود
  11. M3:850 گر فتادندی به ره در پیش او بهر آن یاسه بخفتندی برو
  12. M3:851 یاسه این بد که نبیند هیچ اسیر در گه و بیگه لقای آن امیر
  13. M3:852 بانگ چاووشان چو در ره بشنود تا نبیند رو به دیواری کند
  14. M3:853 ور ببیند روی او مجرم بود آنچ بتر بر سر او آن رود
  15. M3:854 بودشان حرص لقای ممتنع چون حریصست آدمی فیما منع

↓ download .txt ↓ JSON