دفتر ۳  ·  14 beyts

بخش ۲۸ - حکایت

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:858 همچنان کاینجا مغول حیله‌دان گفت می‌جویم کسی از مصریان
  2. M3:859 مصریان را جمع آرید این طرف تا در آید آنک می‌باید به کف
  3. M3:860 هر که می‌آمد بگفتا نیست این هین در آ خواجه در آن گوشه نشین
  4. M3:861 تا بدین شیوه همه جمع آمدند گردن ایشان بدین حیلت زدند
  5. M3:862 شومی آنک سوی بانگ نماز داعی الله را نبردندی نیاز
  6. M3:863 دعوت مکارشان اندر کشید الحذر از مکر شیطان ای رشید
  7. M3:864 بانگ درویشان و محتاجان بنوش تا نگیرد بانگ محتالیت گوش
  8. M3:865 گر گدایان طامع‌اند و زشت‌خو در شکم‌خواران تو صاحب‌دل بجو
  9. M3:866 در تگ دریا گهر با سنگهاست فخرها اندر میان ننگهاست
  10. M3:867 پس بجوشیدند اسرائیلیان از پگه تا جانب میدان دوان
  11. M3:868 چون به حیلتشان به میدان برد او روی خود بنمودشان بس تازه‌رو
  12. M3:869 کرد دلداری و بخششها بداد هم عطا هم وعده‌ها کرد آن قباد
  13. M3:870 بعد از آن گفت از برای جانتان جمله در میدان بخسپید امشبان
  14. M3:871 پاسخش دادند که خدمت کنیم گر تو خواهی یک مه اینجا ساکنیم

↓ download .txt ↓ JSON