دفتر ۳  ·  13 beyts

بخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشد

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:1842 رفت لقمان سوی داود صفا دید کو می‌کرد ز آهن حلقه‌ها
  2. M3:1843 جمله را با همدگر در می‌فکند ز آهن پولاد آن شاه بلند
  3. M3:1844 صنعت زراد او کم دیده بود درعجب می‌ماند وسواسش فزود
  4. M3:1845 کین چه شاید بود وا پرسم ازو که چه می‌سازی ز حلقه تو بتو
  5. M3:1846 باز با خود گفت صبر اولیترست صبر تا مقصود زوتر رهبرست
  6. M3:1847 چون نپرسی زودتر کشفت شود مرغ صبر از جمله پران‌تر بود
  7. M3:1848 ور بپرسی دیرتر حاصل شود سهل از بی صبریت مشکل شود
  8. M3:1849 چونک لقمان تن بزد هم در زمان شد تمام از صنعت داود آن
  9. M3:1850 پس زره سازید و در پوشید او پیش لقمان کریم صبرخو
  10. M3:1851 گفت این نیکو لباسست ای فتی در مصاف و جنگ دفع زخم را
  11. M3:1852 گفت لقمان صبر هم نیکو دمیست که پناه و دافع هر جا غمیست
  12. M3:1853 صبر را با حق قرین کرد ای فلان آخر والعصر را آگه بخوان
  13. M3:1854 صد هزاران کیمیا حق آفرید کیمیایی همچو صبر آدم ندید

↓ download .txt ↓ JSON