دفتر ۳  ·  10 beyts

بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:1991 باز می‌دیدم که می‌شد هفت، یک می‌شکافد نور او جیب فلک
  2. M3:1992 باز آن یک، بار دیگر هفت شد مستی و حیرانی من زفت شد
  3. M3:1993 اتصالاتی میان شمعها که نیاید بر زبان و گفت ما
  4. M3:1994 آنک یک دیدن کند ادراک آن سالها نتوان نمودن از زبان
  5. M3:1995 آنک یک دم بیندش ادراک هوش سالها نتوان شنودن آن بگوش
  6. M3:1996 چونک پایانی ندارد رو الیک زانک لا احصی ثناء ما علیک
  7. M3:1997 پیشتر رفتم دوان کان شمعها تا چه چیزست از نشان کبریا
  8. M3:1998 می‌شدم بی خویش و مدهوش و خراب تا بیفتادم ز تعجیل و شتاب
  9. M3:1999 ساعتی بی‌هوش و بی‌عقل اندرین اوفتادم بر سر خاک زمین
  10. M3:2000 باز با هوش آمدم برخاستم در روش گویی نه سر نه پاستم

↓ download .txt ↓ JSON