دفتر ۳ · 38 beyts
بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:2084 این سخن پایان ندارد تیز دو هین نماز آمد دقوقی پیش رو
- M3:2085 ای یگانه هین دوگانه بر گزار تا مزین گردد از تو روزگار
- M3:2086 ای امام چشمروشن در صلا چشم روشن باید ایدر پیشوا
- M3:2087 در شریعت هست مکروه ای کیا در امامت پیش کردن کور را
- M3:2088 گرچه حافظ باشد و چست و فقیه چشمروشن به وگر باشد سفیه
- M3:2089 کور را پرهیز نبود از قذر چشم باشد اصل پرهیز و حذر
- M3:2090 او پلیدی را نبیند در عبور هیچ مؤمن را مبادا چشم کور
- M3:2091 کور ظاهر در نجاسهٔ ظاهرست کور باطن در نجاسات سِرست
- M3:2092 این نجاسهٔ ظاهر از آبی رود آن نجاسهٔ باطن افزون میشود
- M3:2093 جز به آب چشم نتوان شستن آن چون نجاسات بواطن شد عیان
- M3:2094 چون نجس خواندست کافر را خدا آن نجاست نیست بر ظاهر ورا
- M3:2095 ظاهر کافر مُلَوَث نیست زین آن نجاست هست در اخلاق و دین
- M3:2096 این نجاست بویش آید بیست گام و آن نجاست بویش از ری تا بهشام
- M3:2097 بلک بویش آسمانها بر رود بر دماغ حور و رضوان بر شود
- M3:2098 اینچ میگویم به قدر فهم تست مُردم اندر حسرت فهم درست
- M3:2099 فهم آبست و وجود تن سبو چون سبو بشکست ریزد آب ازو
- M3:2100 این سبو را پنج سوراخست ژرف اندرو نه آب ماند خود نه برف
- M3:2101 امر غضوا غضة ابصارکم هم شنیدی راست ننهادی تو سم
- M3:2102 از دهانت نطق فهمت را برد گوش چون ریگست فهمت را خورد
- M3:2103 همچنین سوراخهای دیگرت میکشاند آب فهم مضمرت
- M3:2104 گر ز دریا آب را بیرون کنی بی عوض آن بحر را هامون کنی
- M3:2105 بیگهست ار نه بگویم حال را مدخل اعواض را و ابدال را
- M3:2106 کان عوضها و آن بدلها بحر را از کجا آید ز بعد خرجها
- M3:2107 صد هزاران جانور زو میخورند ابرها هم از برونش میبرند
- M3:2108 باز دریا آن عوضها میکشد از کجا دانند اصحاب رشد
- M3:2109 قصهها آغاز کردیم از شتاب ماند بی مخلص درون این کتاب
- M3:2110 ای ضیاء الحق حسام الدین راد که فلک و ارکان چو تو شاهی نزاد
- M3:2111 تو بهنادر آمدی در جان و دل ای دل و جان از قدوم تو خجل
- M3:2112 چند کردم مدح قوم ما مضی قصد من زانها تو بودی ز اقتضا
- M3:2113 خانهٔ خود را شناسد خود دعا تو بنام هر که خواهی کن ثنا
- M3:2114 بهر کتمان مدیح از نا محل حق نهادست این حکایات و مثل
- M3:2115 گرچه آن مدح از تو هم آمد خجل لیک بپذیرد خدا جهد المقل
- M3:2116 حق پذیرد کسرهای دارد معاف کز دو دیدهٔ کور دو قطره کفاف
- M3:2117 مرغ و ماهی داند آن ابهام را که ستودم مجمل این خوشنام را
- M3:2118 تا برو آه حسودان کم وزد تا خیالش را به دندان کم گزد
- M3:2119 خود خیالش را کجا یابد حسود در وثاق موش طوطی کی غنود
- M3:2120 آن خیال او بود از احتیال موی ابروی ویست آن نه هلال
- M3:2121 مدح تو گویم برون از پنج و هفت بر نویس اکنون دقوقی پیش رفت
❋