دفتر ۴ · 40 beyts
بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:2877 هیچ نقاشی نگارد زین نقش بی امید نفع بهر عین نقش
- M4:2878 بلک بهر میهمانان و کهان که به فرجه وارهند از اندهان
- M4:2879 شادی بچگان و یاد دوستان دوستان رفته را از نقش آن
- M4:2880 هیچ کوزهگر کند کوزه شتاب بهر عین کوزه نه بر بوی آب
- M4:2881 هیچ کاسه گر کند کاسه تمام بهر عین کاسه نه بهر طعام
- M4:2882 هیچ خطاطی نویسد خط به فن بهر عین خط نه بهر خواندن
- M4:2883 نقش ظاهر بهر نقش غایبست وان برای غایب دیگر ببست
- M4:2884 تا سوم چارم دهم بر میشمر این فواید را به مقدار نظر
- M4:2885 همچو بازیهای شطرنج ای پسر فایدهٔ هر لعب در تالی نگر
- M4:2886 این نهادند بهر آن لعب نهان وان برای آن و آن بهر فلان
- M4:2887 همچنین دیده جهات اندر جهات در پی هم تا رسی در برد و مات
- M4:2888 اول از بهر دوم باشد چنان که شدن بر پایههای نردبان
- M4:2889 و آن دوم بهر سوم میدان تمام تا رسی تو پایه پایه تا به بام
- M4:2890 شهوت خوردن ز بهر آن منی آن منی از بهر نسل و روشنی
- M4:2891 کندبینش مینبیند غیر این عقل او بیسیر چون نبت زمین
- M4:2892 نبت را چه خوانده چه ناخوانده هست پای او به گل در مانده
- M4:2893 گر سرش جنبد پیر باد رو تو به سر جنبانیش غره مشو
- M4:2894 آن سرش گوید سمعنا ای صبا پای او گوید عصینا خلنا
- M4:2895 چون ندارد سیر میراند چون عام بر توکل مینهد چون کور گام
- M4:2896 بر توکل تا چه آید در نبرد چون توکل کردن اصحاب نرد
- M4:2897 وآن نظرهایی که آن افسرده نیست جز رونده و جز درندهٔ پرده نیست
- M4:2898 آنچ در ده سال خواهد آمدن این زمان بیند به چشم خویشتن
- M4:2899 همچنین هر کس به اندازهٔ نظر غیب و مستقبل ببیند خیر وشر
- M4:2900 چونک سد پیش و سد پس نماند شد گذاره چشم و لوح غیب خواند
- M4:2901 چون نظر پس کرد تا بدو وجود ماجرا و آغاز هستی رو نمود
- M4:2902 بحث املاک زمین با کبریا در خلیفه کردن بابای ما
- M4:2903 چون نظر در پیش افکند او بدید آنچ خواهد بود تا محشر پدید
- M4:2904 پس ز پس میبیند او تا اصل اصل پیش میبیند عیان تا روز فصل
- M4:2905 هر کسی اندازهٔ روشندلی غیب را بیند به قدر صیقلی
- M4:2906 هر که صیقل بیش کرد او بیش دید بیشتر آمد برو صورت پدید
- M4:2907 گر تو گویی کان صفا فضل خداست نیز این توفیق صیقل زان عطاست
- M4:2908 قدر همت باشد آن جهد و دعا لیس للانسان الا ما سعی
- M4:2909 واهب همت خداوندست و بس همت شاهی ندارد هیچ خس
- M4:2910 نیست تخصیص خدا کس را به کار مانع طوع و مراد و اختیار
- M4:2911 لیک چون رنجی دهد بدبخت را او گریزاند به کفران رخت را
- M4:2912 نیکبختی را چو حق رنجی دهد رخت را نزدیکتر وا مینهد
- M4:2913 بددلان از بیم جان در کارزار کرده اسباب هزیمت اختیار
- M4:2914 پردلان در جنگ هم از بیم جان حمله کرده سوی صف دشمنان
- M4:2915 رستمان را ترس و غم وا پیش برد هم ز ترس آن بددل اندر خویش مرد
- M4:2916 چون محک آمد بلا و بیم جان زان پدید آید شجاع از هر جبان
❋