دفتر ۵ · 20 beyts
بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:3105 قول بنده ایش شاء الله کان بهر آن نبود که تنبل کن در آن
- M5:3106 بلک تحریضست بر اخلاص و جد که در آن خدمت فزون شو مستعد
- M5:3107 گر بگویند آنچ میخواهی تو راد کار کار تست برحسب مراد
- M5:3108 آنگهان تنبل کنی جایز بود کانچ خواهی و آنچ گویی آن شود
- M5:3109 چون بگویند ایش شاء الله کان حکم حکم اوست مطلق جاودان
- M5:3110 پس چرا صد مرده اندر ورد او بر نگردی بندگانه گرد او
- M5:3111 گر بگویند آنچ میخواهد وزیر خواست آن اوست اندر دار و گیر
- M5:3112 گرد او گردان شوی صد مرده زود تا بریزد بر سرت احسان و جود
- M5:3113 یا گریزی از وزیر و قصر او این نباشد جست و جوی نصر او
- M5:3114 بازگونه زین سخن کاهل شدی منعکس ادراک و خاطر آمدی
- M5:3115 امر امر آن فلان خواجهست هین چیست یعنی با جز او کمتر نشین
- M5:3116 گرد خواجه گرد چون امر آن اوست کو کشد دشمن رهاند جان دوست
- M5:3117 هرچه او خواهد همان یابی یقین یاوه کم رو خدمت او برگزین
- M5:3118 نی چو حاکم اوست گرد او مگرد تا شوی نامه سیاه و روی زرد
- M5:3119 حق بود تاویل که آن گرمت کند پر امید و چست و با شرمت کند
- M5:3120 ور کند سستت حقیقت این بدان هست تبدیل و نه تاویلست آن
- M5:3121 این برای گرم کردن آمدست تا بگیرد ناامیدان را دو دست
- M5:3122 معنی قرآن ز قرآن پرس و بس وز کسی که آتش زدست اندر هوس
- M5:3123 پیش قرآن گشت قربانی و پست تا که عین روح او قرآن شدست
- M5:3124 روغنی کو شد فدای گل به کل خواه روغن بوی کن خواهی تو گل
❋