دفتر ۵ · 30 beyts
بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:3959 زن چو عاجز شد بگفت احوال را مردیِ آن رستم صد زال را
- M5:3960 شرح آن گِردک که اندر راه بود یک به یک با آن خلیفه وا نمود
- M5:3961 شیر کشتن، سوی خیمه آمدن وان ذکر قایم چو شاخ کرگدن
- M5:3962 باز این سستی این ناموسکوش کاو فرو مرد از یکی خشخشت موش
- M5:3963 رازها را میکند حق آشکار چون بخواهد رُست، تخم بد مکار
- M5:3964 آب و ابر و آتش و این آفتاب رازها را می برآرد از تراب
- M5:3965 این بهار نو ز بعد برگریز هست برهان وجود رستخیز
- M5:3966 در بهار آن سِرّها پیدا شود هرچه خوردهست این زمین رسوا شود
- M5:3967 بردمد آن از دهان و از لبش تا پدید آید ضمیر و مذهبش
- M5:3968 سرّ بیخ هر درختی و خورش جملگی پیدا شود آن بر سَرش
- M5:3969 هر غمی کز وی تو دلآزردهای از خمار مِیْ بود کان خوردهای
- M5:3970 لیک کی دانی که آن رنج خمار از کدامین مِیْ برآمد آشکار
- M5:3971 این خمار اشکوفهٔ آن دانه است آن شناسد کاگه و فرزانه است
- M5:3972 شاخ و اشکوفه نماند دانه را نطفه کی ماند تن مردانه را؟
- M5:3973 نیست مانندا هیولا با اثر دانه کی ماننده آمد با شجر؟
- M5:3974 نطفه از نانست کی باشد چو نان مردم از نطفهست کی باشد چنان
- M5:3975 جنی از نارست کی مانَد به نار از بخارست ابر و نبود چون بخار
- M5:3976 از دم جبریل عیسی شد پدید کی به صورت همچو او بد یا ندید
- M5:3977 آدم از خاکست کی ماند به خاک هیچ انگوری نمیماند به تاک
- M5:3978 کی بود دزدی به شکل پایدار کی بود طاعت چو خلد پایدار
- M5:3979 هیچ اصلی نیست مانند اثر پس ندانی اصل رنج و درد سر
- M5:3980 لیک بیاصلی نباشدت این جزا بیگناهی کی برنجاند خدا
- M5:3981 آنچ اصلست و کشندهٔ آن شی است گر نمیماند بوی هم از وی است
- M5:3982 پس بدان رنجت نتیجهٔ زلتیست آفت این ضربتت از شهوتیست
- M5:3983 گر ندانی آن گنه را ز اعتبار زود زاری کن طلب کن اغتفار
- M5:3984 سجده کن صد بار میگوی ای خدا نیست این غم غیر درخورد و سزا
- M5:3985 ای تو سبحان پاک از ظلم و ستم کی دهی بیجرم جان را درد و غم
- M5:3986 من معین میندانم جُرم را لیک هم جُرمی بباید گُرم را
- M5:3987 چون بپوشیدی سبب را ز اعتبار دایما آن جرم را پوشیده دار
- M5:3988 که جزا اظهار جُرم من بود کز سیاست دزدیم ظاهر شود
❋