دفتر ۵ · 15 beyts
بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیهالسلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:764 این سخن را نیست پایان و فراغ ای خلیل حق چرا کشتی تو زاغ
- M5:765 بهر فرمان حکمت فرمان چه بود اندکی ز اسرار آن باید نمود
- M5:766 کاغ کاغ و نعرهٔ زاغ سیاه دایما باشد به دنیا عمرخواه
- M5:767 همچو ابلیس از خدای پاک فرد تا قیامت عمر تن درخواست کرد
- M5:768 گفت انظرنی الی یوم الجزا کاشکی گفتی که تبنا ربنا
- M5:769 عمر بی توبه همه جان کندنست مرگ حاضر غایب از حق بودنست
- M5:770 عمر و مرگ این هر دو با حق خوش بود بیخدا آب حیات آتش بود
- M5:771 آن هم از تاثیر لعنت بود کو در چنان حضرت همیشد عمرجو
- M5:772 از خدا غیر خدا را خواستن ظن افزونیست و کلی کاستن
- M5:773 خاصه عمری غرق در بیگانگی در حضور شیر روبهشانگی
- M5:774 عمر بیشم ده که تا پستر روم مهلم افزون کن که تا کمتر شوم
- M5:775 تا که لعنت را نشانه او بود بد کسی باشد که لعنتجو بود
- M5:776 عمر خوش در قرب جان پروردنست عمر زاغ از بهر سرگین خوردنست
- M5:777 عمر بیشم ده که تا گه میخورم دایم اینم ده که بس بدگوهرم
- M5:778 گرنه گه خوارست آن گندهدهان گویدی کز خوی زاغم وا رهان
❋