دفتر ۵ · 22 beyts
بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:939 شهوتی است او و بس شهوتپرست زان شراب زهرناک ژاژ مست
- M5:940 گرنه بهر نسل بودی ای وصی آدم از ننگش بکردی خود خصی
- M5:941 گفت ابلیس لعین دادار را دام زفتی خواهم این اشکار را
- M5:942 زر و سیم و گلهٔ اسپش نمود که بدین تانی خلایق را ربود
- M5:943 گفت شاباش و ترش آویخت لنج شد ترنجیده ترش همچون ترنج
- M5:944 پس زر و گوهر ز معدنهای خوش کرد آن پسمانده را حق پیشکش
- M5:945 گیر این دام دگر را ای لعین گفت زین افزون ده ای نعمالمعین
- M5:946 چرب و شیرین و شرابات ثمین دادش و بس جامهٔ ابریشمین
- M5:947 گفت یا رب بیش ازین خواهم مدد تا ببندمشان به حبل من مسد
- M5:948 تا که مستانت که نر و پر دلند مردوار آن بندها را بسکلند
- M5:949 تا بدین دام و رسنهای هوا مرد تو گردد ز نامردان جدا
- M5:950 دام دیگر خواهم ای سلطان تخت دام مردانداز و حیلتساز سخت
- M5:951 خمر و چنگ آورد پیش او نهاد نیمخنده زد بدان شد نیمشاد
- M5:952 سوی اضلال ازل پیغام کرد که بر آر از قعر بحر فتنه گرد
- M5:953 نی یکی از بندگانت موسی است پردهها در بحر او از گرد بست
- M5:954 آب از هر سو عنان را واکشید از تگ دریا غباری برجهید
- M5:955 چونک خوبی زنان فا او نمود که ز عقل و صبر مردان میفزود
- M5:956 پس زد انگشتک به رقص اندر فتاد که بده زوتر رسیدم در مراد
- M5:957 چون بدید آن چشمهای پرخمار که کند عقل و خرد را بیقرار
- M5:958 وآن صفای عارض آن دلبران که بسوزد چون سپند این دل بر آن
- M5:959 رو و خال و ابرو و لب چون عقیق گوییا حق تافت از پردهٔ رقیق
- M5:960 دید او آن غنج و برجست او سبک چون تجلی حق از پردهٔ تنک
❋