دفتر ۵  ·  15 beyts

بخش ۶ - نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M5:167 این سخن پایان ندارد آن عرب ماند از الطاف آن شه در عجب
  2. M5:168 خواست دیوانه شدن عقلش رمید دست عقل مصطفی بازش کشید
  3. M5:169 گفت این سو آ بیامد آنچنان که کسی برخیزد از خواب گران
  4. M5:170 گفت این سو آ مکن هین با خود آ که ازین سو هست با تو کارها
  5. M5:171 آب بر رو زد در آمد در سخن کای شهید حق شهادت عرضه کن
  6. M5:172 تا گواهی بدهم و بیرون شوم سیرم از هستی در آن هامون شوم
  7. M5:173 ما درین دهلیز قاضی قضا بهر دعوی الستیم و بلی
  8. M5:174 که بلی گفتیم و آن را ز امتحان فعل و قول ما شهودست و بیان
  9. M5:175 از چه در دهلیز قاضی تن زدیم نه که ما بهر گواهی آمدیم
  10. M5:176 چند در دهلیز قاضی ای گواه حبس باشی ده شهادت از پگاه
  11. M5:177 زان بخواندندت بدین‌جا تا که تو آن گواهی بدهی و ناری عتو
  12. M5:178 از لجاج خویشتن بنشسته‌ای اندرین تنگی کف و لب بسته‌ای
  13. M5:179 تا بندهی آن گواهی ای شهید تو ازین دهلیز کی خواهی رهید
  14. M5:180 یک زمان کارست بگزار و بتاز کار کوته را مکن بر خود دراز
  15. M5:181 خواه در صد سال خواهی یک زمان این امانت واگزار و وا رهان

↓ download .txt ↓ JSON