دفتر ۵ · 17 beyts
بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:199 آب چون پیگار کرد و شد نجس تا چنان شد کآب را رد کرد حس
- M5:200 حق بِبُردش باز در بحر صواب تا بِشُستَش از کرم آن آبِ آب
- M5:201 سال دیگر آمد او دامنکشان هی کجا بودی؟ به دریای خوشان
- M5:202 من نجس زینجا شدم پاک آمدم بستدم خِلعت سوی خاک آمدم
- M5:203 هین بیایید ای پلیدان سوی من که گرفت از خوی یزدان خوی من
- M5:204 در پذیرم جملهٔ زشتیت را چون مَلِک پاکی دهم عفریت را
- M5:205 چون شوم آلوده باز آنجا روم سوی اصلِ اصل پاکیها روم
- M5:206 دلق چرکین بر کَنَم آنجا ز سر خِلعت پاکم دهد بار دگر
- M5:207 کار او اینست و کار من همین عالمآرایَست ربُ العالمین
- M5:208 گر نبودی این پلیدیهای ما کی بدی این بارنامه آب را
- M5:209 کیسههای زر بدزدید از کسی میرود هر سو که هین کو مفلسی
- M5:210 یا بریزد بر گیاه رُستهای یا بشوید روی رو ناشستهای
- M5:211 یا بگیرد بر سر او حمالوار کشتیِ بیدست و پا را در بحار
- M5:212 صد هزاران دارو اندر وی نهان زانک هر دارو بروید زو چُنان
- M5:213 جان هر دُری، دل هر دانهای میرود در جو، چو داروخانهای
- M5:214 زو یتیمان زمین را پرورش بستگان خشک را از وی روش
- M5:215 چون نماند مایهاش، تیره شود همچو ما اندر زمین خیره شود
❋