دفتر ۵ · 29 beyts
بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیمشب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشهای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیالاندیشان در کار انبیا و اولیا کی میگفتند کی ساحرند و خویشتن ساختهاند و تصدر میجویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:2049 آن امینان بر در حجره شدند طالب گنج و زر و خمره بدند
- M5:2050 قفل را برمیگشادند از هوس با دو صد فرهنگ و دانش چند کس
- M5:2051 زانک قفل صعب و پر پیچیده بود از میان قفلها بگزیده بود
- M5:2052 نه ز بخل سیم و مال و زر خام از برای کتم آن سر از عوام
- M5:2053 که گروهی بر خیال بد تنند قوم دیگر نام سالوسم کنند
- M5:2054 پیش با همت بود اسرار جان از خسان محفوظتر از لعل کان
- M5:2055 زر به از جانست پیش ابلهان زر نثار جان بود نزد شهان
- M5:2056 حرص تازد بیهده سوی سراب عقل گوید نیک بین که آن نیست آب
- M5:2057 حرص غالب بود و زر چون جان شده نعرهٔ عقل آن زمان پنهان شده
- M5:2058 گشته صدتو حرص و غوغاهای او گشته پنهان حکمت و ایمای او
- M5:2059 تا که در چاه غرور اندر فتد آنگه از حکمت ملامت بشنود
- M5:2060 چون ز بند دام باد او شکست نفس لوامه برو یابید دست
- M5:2061 تا به دیوار بلا ناید سرش نشنود پند دل آن گوش کرش
- M5:2062 کودکان را حرص گوزینه و شکر از نصیحتها کند دو گوش کر
- M5:2063 چونک درد دنبلش آغاز شد در نصیحت هر دو گوشش باز شد
- M5:2064 حجره را با حرص و صدگونه هوس باز کردند آن زمان آن چند کس
- M5:2065 اندر افتادند از در ز ازدحام همچو اندر دوغ گندیده هوام
- M5:2066 عاشقانه در فتد با کر و فر خورد امکان نی و بسته هر دو پر
- M5:2067 بنگریدند از یسار و از یمین چارقی بدریده بود و پوستین
- M5:2068 باز گفتند این مکان بینوش نیست چارق اینجا جز پی روپوش نیست
- M5:2069 هین بیاور سیخهای تیز را امتحان کن حفره و کاریز را
- M5:2070 هر طرف کندند و جستند آن فریق حفرهها کردند و گوهای عمیق
- M5:2071 حفرههاشان بانگ میداد آن زمان کندههای خالییم ای کندگان
- M5:2072 زان سگالش شرم هم میداشتند کندهها را باز میانباشتند
- M5:2073 بیعدد لا حول در هر سینهای مانده مرغ حرصشان بیچینهای
- M5:2074 زان ضلالتهای یاوهتازشان حفرهٔ دیوار و در غمازشان
- M5:2075 ممکن اندای آن دیوار نی با ایاز امکان هیچ انکار نی
- M5:2076 گر خداع بیگناهی میدهند حایط و عرصه گواهی میدهند
- M5:2077 باز میگشتند سوی شهریار پر ز گرد و روی زرد و شرمسار
❋