دفتر ۵  ·  14 beyts

بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بی‌لذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت می‌کند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M5:2226 بود مردی پیش ازین نامش نصوح بد ز دلاکی زن او را فتوح
  2. M5:2227 بود روی او چو رخسار زنان مردی خود را همی‌کرد او نهان
  3. M5:2228 او به حمام زنان دلاک بود در دغا و حیله بس چالاک بود
  4. M5:2229 سالها می‌کرد دلاکی و کس بو نبرد از حال و سر آن هوس
  5. M5:2230 زانک آواز و رخش زن‌وار بود لیک شهوت کامل و بیدار بود
  6. M5:2231 چادر و سربند پوشیده و نقاب مرد شهوانی و در غرهٔ شباب
  7. M5:2232 دختران خسروان را زین طریق خوش همی‌مالید و می‌شست آن عشیق
  8. M5:2233 توبه‌ها می‌کرد و پا در می‌کشید نفس کافر توبه‌اش را می‌درید
  9. M5:2234 رفت پیش عارفی آن زشت‌کار گفت ما را در دعایی یاد دار
  10. M5:2235 سر او دانست آن آزادمرد لیک چون حلم خدا پیدا نکرد
  11. M5:2236 بر لبش قفلست و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها
  12. M5:2237 عارفان که جام حق نوشیده‌اند رازها دانسته و پوشیده‌اند
  13. M5:2238 هر کرا اسرار کار آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
  14. M5:2239 سست خندید و بگفت ای بدنهاد زانک دانی ایزدت توبه دهاد

↓ download .txt ↓ JSON