دفتر ۵  ·  22 beyts

بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M5:2337 قطب شیر و صید کردن کار او باقیان این خلق باقی‌خوار او
  2. M5:2338 تا توانی در رضای قطب کوش تا قوی گردد کند صید وحوش
  3. M5:2339 چون برنجد بی‌نوا مانند خلق کز کف عقلست جمله رزق حلق
  4. M5:2340 زانک وجد حلق باقی خورد اوست این نگه دار ار دل تو صیدجوست
  5. M5:2341 او چو عقل و خلق چون اعضا و تن بستهٔ عقلست تدبیر بدن
  6. M5:2342 ضعف قطب از تن بود از روح نی ضعف در کشتی بود در نوح نی
  7. M5:2343 قطب آن باشد که گرد خود تند گردش افلاک گرد او بود
  8. M5:2344 یاریی ده در مرمهٔ کشتی‌اش گر غلام خاص و بنده گشتی‌اش
  9. M5:2345 یاریت در تو فزاید نه اندرو گفت حق ان تنصروا الله تنصروا
  10. M5:2346 هم‌چو روبه صید گیر و کن فدیش تا عوض گیری هزاران صید بیش
  11. M5:2347 روبهانه باشد آن صید مرید مرده گیرد صید کفتار مرید
  12. M5:2348 مرده پیش او کشی زنده شود چرک در پالیز روینده شود
  13. M5:2349 گفت روبه شیر را خدمت کنم حیله‌ها سازم ز عقلش بر کنم
  14. M5:2350 حیله و افسونگری کار منست کار من دستان و از ره بردنست
  15. M5:2351 از سر که جانب جو می‌شتافت آن خر مسکین لاغر را بیافت
  16. M5:2352 پس سلام گرم کرد و پیش رفت پیش آن ساده دل درویش رفت
  17. M5:2353 گفت چونی اندرین صحرای خشک در میان سنگلاخ و جای خشک
  18. M5:2354 گفت خر گر در غمم گر در ارم قسمتم حق کرد من زان شاکرم
  19. M5:2355 شکر گویم دوست را در خیر و شر زانک هست اندر قضا از بد بتر
  20. M5:2356 چونک قسام اوست کفر آمد گله صبر باید صبر مفتاح الصله
  21. M5:2357 غیر حق جمله عدواند اوست دوست با عدو از دوست شکوت کی نکوست
  22. M5:2358 تا دهد دوغم نخواهم انگبین زانک هر نعمت غمی دارد قرین

↓ download .txt ↓ JSON