دفتر ۶ · 49 beyts
بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:4333 باز گشت از مصر تا بغداد او ساجد و راکع ثناگر شکرگو
- M6:4334 جمله ره حیران و مست او زین عجب ز انعکاس روزی و راه طلب
- M6:4335 کز کجا اومیدوارم کرده بود وز کجا افشاند بر من سیم و سود
- M6:4336 این چه حکمت بود که قبلهٔ مراد کردم از خانه برون گمراه و شاد
- M6:4337 تا شتابان در ضلالت میشدم هر دم از مطلب جداتر میبدم
- M6:4338 باز آن عین ضلالت را به جود حق وسیلت کرد اندر رشد و سود
- M6:4339 گمرهی را منهج ایمان کند کژروی را محصد احسان کند
- M6:4340 تا نباشد هیچ محسن بیوجا تا نباشد هیچ خاین بیرجا
- M6:4341 اندرون زهر تریاق آن حفی کرد تا گویند ذواللطف الخفی
- M6:4342 نیست مخفی در نماز آن مکرمت در گنه خلعت نهد آن مغفرت
- M6:4343 منکران را قصد اذلال ثقات ذل شده عز و ظهور معجزات
- M6:4344 قصدشان ز انکار ذل دین بده عین ذل عز رسولان آمده
- M6:4345 گر نه انکار آمدی از هر بدی معجزه و برهان چرا نازل شدی
- M6:4346 خصم منکر تا نشد مصداقخواه کی کند قاضی تقاضای گواه
- M6:4347 معجزه همچون گواه آمد زکی بهر صدق مدعی در بیشکی
- M6:4348 طعن چون میآمد از هر ناشناخت معجزه میداد حق و مینواخت
- M6:4349 مکر آن فرعون سیصد تو بده جمله ذل او و قمع او شده
- M6:4350 ساحران آورده حاضر نیک و بد تا که جرح معجزهٔ موسی کند
- M6:4351 تا عصا را باطل و رسوا کند اعتبارش را ز دلها بر کند
- M6:4352 عین آن مکر آیت موسی شود اعتبار آن عصا بالا رود
- M6:4353 لشکر آرد او پگه تا حول نیل تا زند بر موسی و قومش سبیل
- M6:4354 آمنی امت موسی شود او به تحتالارض و هامون در رود
- M6:4355 گر به مصر اندر بدی او نامدی وهم از سبطی کجا زایل شدی
- M6:4356 آمد و در سبط افکند او گداز که بدانک امن در خوفست راز
- M6:4357 آن بود لطف خفی کو را صمد نار بنماید خود آن نوری بود
- M6:4358 نیست مخفی مزد دادن در تقی ساحران را اجر بین بعد از خطا
- M6:4359 نیست مخفی وصل اندر پرورش ساحران را وصل داد او در برش
- M6:4360 نیست مخفی سیر با پای روا ساحران را سیر بین در قطع پا
- M6:4361 عارفان زانند دایم آمنون که گذر کردند از دریای خون
- M6:4362 امنشان از عین خوف آمد پدید لاجرم باشند هر دم در مزید
- M6:4363 امن دیدی گشته در خوفی خفی خوف بین هم در امیدی ای حفی
- M6:4364 آن امیر از مکر بر عیسی تند عیسی اندر خانه رو پنهان کند
- M6:4365 اندر آید تا شود او تاجدار خود ز شبه عیسی آید تاجدار
- M6:4366 هی میاویزید من عیسی نیم من امیرم بر جهودان خوشپیم
- M6:4367 زوترش بردار آویزید کو عیسی است از دست ما تخلیطجو
- M6:4368 چند لشکر میرود تا بر خورد برگ او فی گردد و بر سر خورد
- M6:4369 چند در عالم بود برعکس این زهر پندارد بود آن انگبین
- M6:4370 بس سپه بنهاده دل بر مرگ خویش روشنیها و ظفر آید به پیش
- M6:4371 ابرهه با پیل بهر ذل بیت آمده تا افکند حی را چو میت
- M6:4372 تا حریم کعبه را ویران کند جمله را زان جای سرگردان کند
- M6:4373 تا همه زوار گرد او تنند کعبهٔ او را همه قبله کنند
- M6:4374 وز عرب کینه کشد اندر گزند که چرا در کعبهام آتش زنند
- M6:4375 عین سعیش عزت کعبه شده موجب اعزاز آن بیت آمده
- M6:4376 مکیان را عز یکی بد صد شده تا قیامت عزشان ممتد شده
- M6:4377 او و کعبهٔ او شده مخسوفتر از چیست این از عنایات قدر
- M6:4378 از جهاز ابرهه همچون دده آن فقیران عرب توانگر شده
- M6:4379 او گمان برده که لشکر میکشید بهر اهل بیت او زر میکشید
- M6:4380 اندرین فسخ عزایم وین همم در تماشا بود در ره هر قدم
- M6:4381 خانه آمد گنج را او باز یافت کارش از لطف خدایی ساز یافت
❋