دفتر ۶ · 27 beyts
بخش ۴۹ - جواب دادن قاضی صوفی را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:1576 گفت قاضی واجب آیدمان رضا هر قفا و هر جفا کارد قضا
- M6:1577 خوشدلم در باطن از حکم زبر گرچه شد رویم ترش کالحق مر
- M6:1578 این دلم باغست و چشمم ابروش ابر گرید باغ خندد شاد و خوش
- M6:1579 سال قحط از آفتاب خیرهخند باغها در مرگ و جان کندن رسند
- M6:1580 ز امر حق وابکوا کثیرا خواندهای چون سر بریان چه خندان ماندهای
- M6:1581 روشنی خانه باشی همچو شمع گر فرو پاشی تو همچون شمع دمع
- M6:1582 آن ترشرویی مادر یا پدر حافظ فرزند شد از هر ضرر
- M6:1583 ذوق خنده دیدهای ای خیرهخند ذوق گریه بین که هست آن کان قند
- M6:1584 چون جهنم گریه آرد یاد آن پس جهنم خوشتر آید از جنان
- M6:1585 خندهها در گریهها آمد کتیم گنج در ویرانهها جو ای سلیم
- M6:1586 ذوق در غمهاست پی گم کردهاند آب حیوان را به ظلمت بردهاند
- M6:1587 بازگونه نعل در ره تا رباط چشمها را چار کن در احتیاط
- M6:1588 چشمها را چار کن در اعتبار یار کن با چشم خود دو چشم یار
- M6:1589 امرهم شوری بخوان اندر صحف یار را باش و مگوش از ناز اف
- M6:1590 یار باشد راه را پشت و پناه چونک نیکو بنگری یارست راه
- M6:1591 چونک در یاران رسی خامش نشین اندر آن حلقه مکن خود را نگین
- M6:1592 در نماز جمعه بنگر خوش به هوش جمله جمعند و یکاندیشه و خموش
- M6:1593 رختها را سوی خاموشی کشان چون نشان جویی مکن خود را نشان
- M6:1594 گفت پیغامبر که در بحر هموم در دلالت دان تو یاران را نجوم
- M6:1595 چشم در استارگان نه ره بجو نطق تشویش نظر باشد مگو
- M6:1596 گر دو حرف صدق گویی ای فلان گفت تیره در تبع گردد روان
- M6:1597 این نخواندی کالکلام ای مستهام فی شجون جره جر الکلام
- M6:1598 هین مشو شارع در آن حرف رشد که سخن زو مر سخن را میکشد
- M6:1599 نیست در ضبطت چو بگشادی دهان از پی صافی شود تیره روان
- M6:1600 آنک معصوم ره وحی خداست چون همه صافست بگشاید رواست
- M6:1601 زانک ما ینطق رسول بالهوی کی هوا زاید ز معصوم خدا
- M6:1602 خویشتن را ساز منطیقی ز حال تا نگردی همچو من سخرهٔ مقال
❋