دفتر ۶  ·  22 beyts

بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بود

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M6:1757 آن یکی زن شوی خود را گفت هی ای مروت را به یک ره کرده طی
  2. M6:1758 هیچ تیمارم نمی‌داری چرا تا بکی باشم درین خواری چرا
  3. M6:1759 گفت شو من نفقه چاره می‌کنم گرچه عورم دست و پایی می‌زنم
  4. M6:1760 نفقه و کسوه‌ست واجب ای صنم از منت این هر دو هست و نیست کم
  5. M6:1761 آستین پیرهن بنمود زن بس درشت و پر وسخ بد پیرهن
  6. M6:1762 گفت از سختی تنم را می‌خورد کس کسی را کسوه زین سان آورد
  7. M6:1763 گفت ای زن یک سوالت می‌کنم مرد درویشم همین آمد فنم
  8. M6:1764 این درشتست و غلیظ و ناپسند لیک بندیش ای زن اندیشه‌مند
  9. M6:1765 این درشت و زشت‌تر یا خود طلاق این ترا مکروه‌تر یا خود فراق
  10. M6:1766 هم‌چنان ای خواجهٔ تشنیع زن از بلا و فقر و از رنج و محن
  11. M6:1767 لا شک این ترک هوا تلخی‌دهست لیک از تلخی بعد حق بهست
  12. M6:1768 گر جهاد و صوم سختست و خشن لیک این بهتر ز بعد ممتحن
  13. M6:1769 رنج کی ماند دمی که ذوالمنن گویدت چونی تو ای رنجور من
  14. M6:1770 ور نگوید کت نه آن فهم و فن است لیک آن ذوق تو پرسش کردنست
  15. M6:1771 آن ملیحان که طبیبان دل‌اند سوی رنجوران به پرسش مایل‌اند
  16. M6:1772 وز حذر از ننگ و از نامی کنند چاره‌ای سازند و پیغامی کنند
  17. M6:1773 ورنه در دلشان بود آن مفتکر نیست معشوقی ز عاشق بی‌خبر
  18. M6:1774 ای تو جویای نوادر داستان هم فسانهٔ عشق‌بازان را بخوان
  19. M6:1775 بس بجوشیدی درین عهد مدید ترک‌جوشی هم نگشتی ای قدید
  20. M6:1776 دیده‌ای عمری تو داد و داوری وانگه از نادیدگان ناشی‌تری
  21. M6:1777 هر که شاگردیش کرد استاد شد تو سپس‌تر رفته‌ای ای کور لد
  22. M6:1778 خود نبود از والدینت اختبار هم نبودت عبرت از لیل و نهار

↓ download .txt ↓ JSON