دفتر ۶ · 31 beyts
بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:1907 دید در خواب او شبی و خواب کو واقعهٔ بیخواب صوفیراست خو
- M6:1908 هاتفی گفتش کای دیده تعب رقعهای در مشق وراقان طلب
- M6:1909 خفیه زان وراق کت همسایه است سوی کاغذپارههاش آور تو دست
- M6:1910 رقعهای شکلش چنین رنگش چنین بس بخوان آن را به خلوت ای حزین
- M6:1911 چون بدزدی آن ز وراق ای پسر پس برون رو ز انبهی و شور و شر
- M6:1912 تو بخوان آن را به خود در خلوتی هین مجو در خواندن آن شرکتی
- M6:1913 ور شود آن فاش هم غمگین مشو که نیابد غیر تو زان نیم جو
- M6:1914 ور کشد آن دیر هان زنهار تو ورد خود کن دم به دم لاتقنطوا
- M6:1915 این بگفت و دست خود آن مژدهور بر دل او زد که رو زحمت ببر
- M6:1916 چون به خویش آمد ز غیبت آن جوان مینگنجید از فرح اندر جهان
- M6:1917 زهرهٔ او بر دریدی از قلق گر نبودی رفق و حفظ و لطف حق
- M6:1918 یک فرح آن کز پس ششصد حجاب گوش او بشنید از حضرت جواب
- M6:1919 از حجب چون حس سمعش در گذشت شد سرافراز و ز گردون بر گذشت
- M6:1920 که بود کان حس چشمش ز اعتبار زان حجاب غیب هم یابد گذار
- M6:1921 چون گذاره شد حواسش از حجاب پس پیاپی گرددش دید و خطاب
- M6:1922 جانب دکان وراق آمد او دست میبرد او به مشقش سو به سو
- M6:1923 پیش چشمش آمد آن مکتوب زود با علاماتی که هاتف گفته بود
- M6:1924 در بغل زد گفت خواجه خیر باد این زمان وا میرسم ای اوستاد
- M6:1925 رفت کنج خلوتی و آن را بخواند وز تحیر واله و حیران بماند
- M6:1926 که بدین سان گنجنامهٔ بیبها چون فتاده ماند اندر مشقها
- M6:1927 باز اندر خاطرش این فکر جست کز پی هر چیز یزدان حافظست
- M6:1928 کی گذارد حافظ اندر اکتناف که کسی چیزی رباید از گزاف
- M6:1929 گر بیابان پر شود زر و نقود بی رضای حق جوی نتوان ربود
- M6:1930 ور بخوانی صد صحف بی سکتهای بی قدر یادت نماند نکتهای
- M6:1931 ور کنی خدمت نخوانی یک کتیب علمهای نادره یابی ز جیب
- M6:1932 شد ز جیب آن کف موسی ضو فشان کان فزون آمد ز ماه آسمان
- M6:1933 کانک میجستی ز چرخ با نهیب سر بر آوردستت ای موسی ز جیب
- M6:1934 تا بدانی که آسمانهای سمی هست عکس مدرکات آدمی
- M6:1935 نی که اول دست یزدان مجید از دو عالم پیشتر عقل آفرید
- M6:1936 این سخن پیدا و پنهانست بس که نباشد محرم عنقا مگس
- M6:1937 باز سوی قصه باز آ ای پسر قصهٔ گنج و فقیر آور به سر
❋