دفتر ۶  ·  12 beyts

بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M6:2043 رفت درویشی ز شهر طالقان بهر صیت بوالحسین خارقان
  2. M6:2044 کوه‌ها ببرید و وادی دراز بهر دید شیخ با صدق و نیاز
  3. M6:2045 آنچ در ره دید از رنج و ستم گرچه در خوردست کوته می‌کنم
  4. M6:2046 چون به مقصد آمد از ره آن جوان خانهٔ آن شاه را جست او نشان
  5. M6:2047 چون به صد حرمت بزد حلقهٔ درش زن برون کرد از در خانه سرش
  6. M6:2048 که چه می‌خواهی بگو ای ذوالکرم گفت بر قصد زیارت آمدم
  7. M6:2049 خنده‌ای زد زن که خه‌خه ریش بین این سفر‌گیری و این تشویش بین
  8. M6:2050 خود ترا کاری نبود آن جایگاه که به بیهوده کنی این عزم راه
  9. M6:2051 اشتهای گول‌گردی آمدت یا ملولی وطن غالب شدت
  10. M6:2052 یا مگر دیوت دو شاخه بر نهاد بر تو وسواس سفر را در گشاد
  11. M6:2053 گفت نا‌فرجام و فحش و دمدمه من نتانم باز گفتن آن همه
  12. M6:2054 از مثل وز ریش‌خند بی‌حساب آن مرید افتاد از غم در نشیب

↓ download .txt ↓ JSON