Läs› Daftar 5› En berättelse som också svarar den deterministiske och bevisar fri vilja och riktigheten av bud och förbud, och förklarar att den deterministiskas ursäkt inte accepteras i någon religion eller någon tro, och inte leder till befrielse från straffet för den handling som har begåtts, precis som den deterministiska Iblis inte befriades när han sade: "eftersom du har förvillat mig." Och det lilla bevisar det stora.› Vers 3096
M5:3096 — گاو گر یوغی نگیرد میزنند / هیچ گاوی که نپرد شد نژند
M5:3096
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
همانطور که گاو را به خاطر سرپیچی از کار تنبیه میکنند و گاوی که کارش را میکند در امان است، انسان نیز در برابر اعمالش مسئول است و نمیتواند به بهانۀ جبر از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
این بیت در میانهٔ بحثی طولانی دربارۀ اختیار و جبر آمده است. مولانا در اینجا استدلالی بسیار ساده و ملموس برای اثبات اختیار انسان و مسئولیت او در برابر اعمالش میآورد. او انسان را به گاوی تشبیه میکند که برای شخم زدن به کار گرفته میشود.
تمثیل گاو و یوغ: همانطور که از یک حیوان انتظار میرود که یوغ را بر گردن نهد و زمین را شخم بزند، از انسان نیز انتظار میرود که به امر و نهی الهی گردن نهد. اگر گاو از زیر کار در برود و سرکشی کند (بجهد)، صاحبش او را میزند. این تنبیه برای عملی است که گاو با نوعی «اختیار» حیوانی انجام داده است. هیچکس گاوی را که آرام کارش را میکند، تنبیه نمیکند و در نتیجه آن گاو «نژند» و افسرده نمیشود. این مثال ساده نشان میدهد که حتی در عالم حیوانات نیز نوعی مسئولیت در برابر عمل وجود دارد و پاداش و جزا بر مبنای آن است.
مولانا با این مثال میخواهد به جبریمذهبان بگوید: چطور شما برای یک حیوان قائل به مسئولیت و تنبیه هستید، اما انسان را که دارای عقل و اراده است، مجبور محض و فاقد مسئولیت میدانید؟ اگر تنبیه گاو به خاطر سرپیچیاش امری معقول و پذیرفته است، پس کیفر انسان گناهکار نیز به طریق اولی معقول و عادلانه است. این استدلال، بهانۀ «خواست خدا بود که من گناه کردم» را باطل میکند و تأکید دارد که خواست و ارادهٔ خود فرد نیز در این میان نقشی اساسی دارد.
- یوغ
- ابزار چوبی که بر گردن گاو یا حیوانات بارکش میگذارند تا گاری یا خیش را بکشند.
- نپرد
- در اینجا به معنی نجهد، از زیر کار شانه خالی نکند، سرکشی نکند.
- نژند
- غمگین، افسرده، اندوهگین، سست و ضعیف.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.