Läs› Daftar 5› Berättelsen om gästen vars värdinnan sade: Det har börjat regna, och gästen har stannat hos oss.› Vers 3657
M5:3657 — مرد مهمان را گل و باران نشاند / بر تو چون صابون سلطانی بماند
M5:3657
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
زن در تاریکی، به گمان اینکه با شوهرش سخن میگوید، از ماندن مهمان به خاطر بارندگی گله میکند و میگوید این مهمان مثل صابونی که به سختی از تن شسته میشود، به ما چسبیده است.
این بیت بخشی از گفتگوی زن میزبان است که در تاریکی شب به اشتباه به بستر مهمان رفته و او را با شوهر خود اشتباه گرفته است. او از باران شدید و گِلولای شدن راهها شکایت دارد، زیرا این وضعیت باعث شده مهمانشان نتواند خانه را ترک کند و مجبور به ماندن شود.
مولانا برای بیان این ماندگاری ناخواسته، از تشبیهی هوشمندانه استفاده میکند: «صابون سلطانی». این نوع صابون در گذشته بسیار مرغوب و معطر بوده و به دلیل چربی زیاد، بهسختی از روی پوست پاک میشده و اثرش تا مدتها باقی میمانده است. زن با این تشبیه، به شوهرش (که در واقع مهمان است) میگوید این مهمان مثل همان صابون به آنها «چسبیده» و رفتنی نیست. این سخن که از سر گله و شکایت بیان میشود، ناخواسته باعث آزردگی شدید مهمان میگردد و او با وجود هوای نامساعد، فوراً خانه را ترک میکند. در لایهای عمیقتر، این داستان هشداری است دربارهٔ لذتهای اتفاقی و دنیوی که میتوانند «راهزن» سلوک معنوی باشند و سالک باید از آنها بگریزد، همانطور که مهمان از آن موقعیت ناخواسته گریخت.
- نشاند
- در اینجا: نگه داشت، مانع رفتن شد، زمینگیر کرد
- صابون سلطانی
- نوعی صابون مرغوب و گرانقیمت در قدیم که به دلیل چربی زیاد، بهسختی از بدن شسته میشد و کنایه از چیز یا شخصی است که به کسی بچسبد و جدا نشود.
- بماند
- در اینجا: چسبید، ماندگار شد
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.