Läs› Daftar 5› Uttalande om att ingen ondsint blick är så förödande för människan som hennes egen självbelåtna blick, såvida inte hennes blick har förvandlats till Guds ljus, så att hon hör med Honom och ser med Honom, och hennes själv har blivit utan själv› Vers 500
M5:500 — در عجب درماند کین لغزش ز چیست / من نپندارم که این حالت تهیست
M5:500
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
پیامبر از این لغزش ناگهانی خود شگفتزده شد و با خود اندیشید که این رویداد نمیتواند بیدلیل و بیمعنا باشد و حتماً علتی پنهان دارد.
این بیت، واکنش پیامبر اسلام را پس از یک لغزش و زمین خوردنِ بیدلیل به تصویر میکشد. او که در راهی هموار و بیخطر قدم برمیداشت، ناگهان پایش میلغزد. مولانا تأکید میکند که پیامبر، به عنوان انسانی کامل و آگاه، این اتفاق را یک تصادف ساده نمیبیند. او در «عجب» و حیرت فرو میرود، اما این حیرت از سر نادانی نیست، بلکه از سر جستجوی معناست.
نیممصرع دوم، «من نپندارم که این حالت تهیست»، کلید فهم ماجراست. این جمله نشاندهندهی جهانبینیای است که در آن هیچ رویدادی، بهویژه برای اولیای الهی، پوچ و بیمعنا نیست. هر اتفاقی، هرچند کوچک، نشانهای از یک حقیقت درونی یا یک نیروی پنهان است. لغزش پیامبر، که استوار چون کوه توصیف شده، باید علتی فراتر از موانع فیزیکی داشته باشد. این درنگ و تأمل، زمینه را برای دریافت وحی و آگاهی از علت اصلی ماجرا، یعنی تأثیر «چشم بد»، فراهم میکند.
در نگاه عرفانی مولانا، این بیت درسی است برای سالک: باید به وقایع زندگی با چشم بصیرت نگریست و از پوستهی ظاهری آنها عبور کرد. یک انسان آگاه، هرگز اتفاقات را «تهی» و بیمعنا نمیانگارد، بلکه همواره در جستجوی پیام و نشانهای است که در پسِ پردهی حوادث نهفته است.
- در عجب درماند
- شگفتزده شد، حیران شد
- کین
- که این
- نپندارم
- گمان نمیکنم، فکر نمیکنم
- تهیست
- خالی و بیمعنا است
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.