Divan-e Shams› Ghazal 1042 ← föregående · nästa →
Divan-e Shams · G1042 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۱۰۴۲
Öppna en beyt för dess egen sida — återgivning, kommentar, svåra ord.
- G1042:1 منم از جان خود بیزار بیزاراگر باشد تو را از بنده آزار
- G1042:2 مرا خود جان و دل بهر تو بایدکه قربان تو باشد ای نکوکار
- G1042:3 ز آزار دلت گرچه نگوییدرون جان من پیداست آثار
- G1042:4 بهار از من بگردد چون ندانمچو در دل جای گلشن پر شود خار
- G1042:5 گناهم پیش لطفت سجده آردکه ای مسجود جان زنهار زنهار
- G1042:6 گنه را لطف تو گوید که تا کیگنه گوید بدو کاین بار این بار
- G1042:7 تن و جانی که خاک تو نباشدتن او سله باشد جان او مار
- G1042:8 تو خورشیدی و مرغ روز خواهیچو مرغ شب بیاید نبودش بار
- G1042:9 چو برگیری تو رسم شب ز عالمچه پرها برکند مرغ شب ای یار
- G1042:10 به حق آن که لطف تو جهانستکه آن جا گم شود این چرخ دوار
- G1042:11 به چشم جان چه دریا و چه صحرادر آن عالم چه اقرار و چه انکار
- G1042:12 به تنگی درفتد هرک از تو ماندفروکن دست و او را زود بردار
- G1042:13 به قصد از شمس تبریزی نگردمچگونه زهر نوشد مرد هشیار
ganjoor: sh1042 · public domain