Divan-e Shams Ghazal 1431 ← föregående · nästa →

Divan-e Shams · G1431 · 10 beyts

غزل شمارهٔ ۱۴۳۱

Öppna en beyt för dess egen sida — återgivning, kommentar, svåra ord.

  1. G1431:1 مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشمچو غم بر من فروریزی ز لطف غم خجل باشم
  2. G1431:2 غمان تو مرا نگذاشت تا غمگین شوم یک دمهوای تو مرا نگذاشت تا من آب و گل باشم
  3. G1431:3 همه اجزای عالم را غم تو زنده می داردمنم کز تو غمی خواهم که در وی مستقل باشم
  4. G1431:4 عجب دردی برانگیزی که دردم را دوا گرددعجب گردی برانگیزی که از وی مکتحل باشم
  5. G1431:5 فدایی را کفیلی کو که ارزد جان فدا کردنکسایی را کسایی کو که آن را مشتمل باشم
  6. G1431:6 مرا رنج تو نگذارد که رنجوری به من آیدمرا گنج تو نگذارد که درویش و مقل باشم
  7. G1431:7 صباح تو مرا نگذاشت تا شمعی برافروزمعیان تو مرا نگذاشت تا من مستدل باشم
  8. G1431:8 خیالی کان به پیش آید خیالت را بپوشانداگر خونش بریزم من ز خون او بحل باشم
  9. G1431:9 بسوزانم ز عشق تو خیال هر دو عالم رابسوزند این دو پروانه چو من شمع چگل باشم
  10. G1431:10 خمش کن نقل کمتر کن ز حال خود به قال خودچنان نقلی که من دارم چرا من منتقل باشم

ganjoor: sh1431 · public domain