Divan-e Shams› Ghazal 2618 ← föregående · nästa →
Divan-e Shams · G2618 · 12 beyts
غزل شمارهٔ ۲۶۱۸
Öppna en beyt för dess egen sida — återgivning, kommentar, svåra ord.
- G2618:1 جانا نظری فرما چون جان نظرهاییچون گویم دل بردی چون عین دل مایی
- G2618:2 جانها همه پا کوبند آن لحظه که دل کوبیدل نیز شکر خاید آن دم که جگر خایی
- G2618:3 تن روح برافشاند چون دست برافشانیمرده ز تو حال آرد چون شعبده بنمایی
- G2618:4 گر جور و جفا این است پس گشت وفا کاسدای دل به جفای او جان باز چه میپایی
- G2618:5 امروز چنان مستم کز خویش برون جستمای یار بکش دستم آن جا که تو آن جایی
- G2618:6 چیزی که تو را باید افلاک همان زایدگوهر چه کمت آید چون در تک دریایی
- G2618:7 مردم ز تو شد ای جان هر مردمک دیدهبیتو چه بود دیده ، ای گوهر بینایی
- G2618:8 ای روح بزن دستی در دولت سرمستیهستی و چه خوش هستی در وحدت یکتایی
- G2618:9 ای روح چه میترسی روحی نه تن و نفسیتن معدن ترس آمد تو عیش و تماشایی
- G2618:10 ای روز چه خوش روزی شمع طرب افروزیاو را برسان روزی جان را و پذیرایی
- G2618:11 صبحا نفسی داری سرمایه بیداریبر خفته دلان بردم انفاس مسیحایی
- G2618:12 شمس الحق تبریزی خورشید چو استارهدر نور تو گم گردد چون شرق برآرایی
ganjoor: sh2618 · public domain