Divan-e Shams› Ghazal 2784 ← föregående · nästa →
Divan-e Shams · G2784 · 15 beyts
غزل شمارهٔ ۲۷۸۴
Öppna en beyt för dess egen sida — återgivning, kommentar, svåra ord.
- G2784:1 در جهان گر بازجویی نیست بیسودا سریلیک این سودا غریب آمد به عالم نادری
- G2784:2 جمله سوداها بر این فن عاقبت حسرت خورندز آنک صد پر دارد این و نیست آنها را پری
- G2784:3 پیش باغش باغ عالم نقش گرمابهست و بسنی در او میوه بقایی نی در او شاخ تری
- G2784:4 آن ز سحری تر نماید چون بگیری شاخ اومیبرد شاخش تو را با خواجه قارون تا ثری
- G2784:5 صورت او چون عصا و باطن او اژدهاچون نهای موسی مرو بر اژدهای قاهری
- G2784:6 کف موسی کو که تا گردد عصا آن اژدهاگردن آن اژدها را گیرد او چون لمتری
- G2784:7 گر کشیده میشوی آن سو ز جذب اژدهاستز آنک او بس گرسنهست و تو مر او را چون خوری
- G2784:8 جذب او چون آتشی آمد درافکن خود در آبدفع هر ضدی به ضدی دفع ناری کوثری
- G2784:9 چون تو در بلخی روان شو سوی بغداد ای پدرتا به هر دم دورتر باشی ز مرو و از هری
- G2784:10 تو مری باشی و چاکر اندر این حضرت به استای افندی هین مگو این را مری و آن را مری
- G2784:11 ور فسردی در تکبر آفتابی را بجودر گداز هر فسرده شمس باشد ماهری
- G2784:12 آفتاب حشر را ماند گدازد هر جماداز زمین و آسمان و کوه و سنگ و گوهری
- G2784:13 تا بداند اهل محشر کاین همه یخ بوده استعقل جزوی ننگ مانده بر سر یخ چون خری
- G2784:14 ای خر لرزان شده بر روی یخ در زیر بارپوز بردارد به بالا خر که یا رب آخری
- G2784:15 شمس تبریزی چو عقل جزو را یاری دهدبال و پر یابد خر او برپرد چون جعفری
ganjoor: sh2784 · public domain