Divan-e Shams› Ghazal 3060 ← föregående · nästa →
Divan-e Shams · G3060 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۳۰۶۰
Öppna en beyt för dess egen sida — återgivning, kommentar, svåra ord.
- G3060:1 نهان شدند معانی ز یار بیمعنیکجا روم که نروید به پیش من دیوی ؟
- G3060:2 کی دید خربزه زاری لطیف بی سر خر ؟که من بجستم عمری ندیدهام باری
- G3060:3 بگو به نفس مصور مکن چنین صورتاز این سپس متراش این چنین بت ای مانی
- G3060:4 اگر نقوش مصور همه از این جنس اندمخواه دیده بینا خنک تن اعمی
- G3060:5 دو گونه رنج و عذابست جان مجنون رابلای صحبت لولی و فرقت لیلی
- G3060:6 ورای پرده یکی دیو زشت سر برکردبگفتمش که توی مرگ و جسک گفت آری
- G3060:7 بگفتم او را صدق که من ندیدستمز تو غلیظتر اندر سپاه بویحیی
- G3060:8 بگفتمش که دلم بارگاه لطف خداستچه کار دارد قهر خدا در این مأوی
- G3060:9 به روز حشر که عریان کنند زشتان رارمند جمله زشتان ز زشتی دنیی
- G3060:10 در این بدم که به ناگاه او مبدل شدمثال صورت حوری به قدرت مولی
- G3060:11 رخی لطیف و منزه ز رنگ و گلگونهکفی ظریف و مبرا ز حیله حنی
- G3060:12 چنانک خار سیه را بهارگه بینیکند میان سمن زار گلرخی دعوی
- G3060:13 زهی بدیع خدایی که کرد شب را روزز دوزخی به درآورد جنت و طوبی
- G3060:14 کسی که دیده به صنع لطیف او خو دادنترسد ار چه فتد در دهان صد افعی
- G3060:15 به افعیی بنگر کو هزار افعی خوردشد او عصا و مطیعی به قبضه موسی
- G3060:16 از آن عصا نشود مر تو را که فرعونیچو مهره دزدی زان رو به افعیی اولی
- G3060:17 خمش که رنج برای کریم گنج شودبرای مؤمن روضهست نار در عقبی
ganjoor: sh3060 · public domain