Divan-e Shams Ghazal 762 ← föregående · nästa →

Divan-e Shams · G762 · 11 beyts

غزل شمارهٔ ۷۶۲

Öppna en beyt för dess egen sida — återgivning, kommentar, svåra ord.

  1. G762:1 بدرد مرده کفن را به سر گور برآیداگر آن مرده ما را ز بت من خبر آید
  2. G762:2 چه کند مرده و زنده چو از او یابد چیزیکه اگر کوه ببیند بجهد پیشتر آید
  3. G762:3 ز ملامت نگریزم که ملامت ز تو آیدکه ز تلخی تو جان را همه طعم شکر آید
  4. G762:4 بخور آن را که رسیدت مهل از بهر ذخیرهکه تو بر جوی روانی چو بخوردی دگر آید
  5. G762:5 بنگر صنعت خوبش بشنو وحی قلوبشهمگی نور نظر شو همه ذوق از نظر آید
  6. G762:6 مبر امید که عمرم بشد و یار نیامدبگه آید وی و بی‌گه نه همه در سحر آید
  7. G762:7 تو مراقب شو و آگه گه و بی‌گاه که ناگهمثل کحل عزیزی شه ما در بصر آید
  8. G762:8 چو در این چشم درآید شود این چشم چو دریاچو به دریا نگرد از همه آبش گهر آید
  9. G762:9 نه چنان گوهر مرده که نداند گهر خودهمه گویا همه جویا همگی جانور آید
  10. G762:10 تو چه دانی تو چه دانی که چه کانی و چه جانیکه خدا داند و بیند هنری کز بشر آید
  11. G762:11 تو سخن گفتن بی‌لب هله خو کن چو ترازوکه نماند لب و دندان چو ز دنیا گذر آید

ganjoor: sh762 · public domain