Девони Шамс› Ғазал 189 ← пешина · оянда →
Девони Шамс · G189 · 13 байт
غزل شمارهٔ ۱۸۹
Ҳар байтро барои саҳифаи худаш кушоед — тарҷума, шарҳ, вожаҳои душвор.
- G189:1 آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آچون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ
- G189:2 ای شاهِ عشقپرور، مانندِ شیرِ مادرای شیر، جوش! در رو، جانِ پدر، به رقص آ
- G189:3 چوگانِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدیاز پا و سر بُریدی، بیپا و سر به رقص آ
- G189:4 تیغی به دست، خونی، آمد مرا که چونی؟گفتم بیا که خیر است، گفتا نه شر، به رقص آ
- G189:5 از عشق، تاجداران در چرخِ او چو بارانآنجا قبا چه باشد؟ ای خوشکمر! به رقص آ
- G189:6 ای مستِ هستگشته، بر تو فنا نبشتهرقعهی فنا رسیده، بهرِ سفر به رقص آ
- G189:7 در دست، جامِ باده، آمد بُتم پیادهگر نیستی تو ماده، ز آن شاهِ نر به رقص آ
- G189:8 پایانِ جنگ آمد، آوازِ چنگ آمدیوسف زِ چاه آمد، ای بیهنر! به رقص آ
- G189:9 تا چند وعده باشد؟ وین سَر به سجده باشد؟هجرم ببُرده باشد، دنگ و اثر به رقص آ
- G189:10 کی باشد آن زمانی؟، گوید مرا فلانی!کای بیخبر! فنا شو! ای باخبر! به رقص آ
- G189:11 طاووسِ ما درآید وان رنگها برآیدبا مرغِ جان سراید بیبال و پر به رقص آ
- G189:12 کور و کرانِ عالَم، دید از مسیح، مرهمگفته مسیحِ مریم کای کور و کر! به رقص آ
- G189:13 مخدوم، شمسِ دین است، تبریز رشکِ چین استاندر بهار حُسنش، شاخ و شجر به رقص آ
ganjoor: sh189 · public domain