Девони Шамс› Ғазал 2606 ← пешина · оянда →
Девони Шамс · G2606 · 18 байт
غزل شمارهٔ ۲۶۰۶
Ҳар байтро барои саҳифаи худаш кушоед — тарҷума, шарҳ, вожаҳои душвор.
- G2606:1 مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانیخویش من و پیوندی نی همره و مهمانی
- G2606:2 شیری است که میجوشد خونی است نمیخسبدخربنده چرا گشتی شه زاده ارکانی
- G2606:3 زر دارد و زر بدهد زین واخردت این دمآن کس که رهانید از بسیار پریشانی
- G2606:4 اشتر ز سوی بیشه بیجهد نمیآیدکی آمدهای ای جان زان خاک به آسانی
- G2606:5 صد جا بترنجیدی گفتی نروم زین جاگوش تو کشان کردم تا جوهر انسانی
- G2606:6 در چرخ درآوردم نه گنبد نیلی رااستیزه چه میبافی ای شیخ لت انبانی
- G2606:7 چون دیگ سیه پوشی اندر پی تتماجیکو نخوت کرمنا کو همت سلطانی
- G2606:8 تو مرد لب قدری نی مرد شب قدریتو طفل سر خوانی نی پیر پری خوانی
- G2606:9 سخت است بلی پندت اما نگذارندتسیلی زندت آرد استاد دبستانی
- G2606:10 هر لحظه کمندی نو در گردنت اندازدروزی که به جد گیرد گردن ز کی پیچانی
- G2606:11 بنگر تو در این اجزا که همرهشان بودیدر خود بترنجیده از نامی و ارکانی
- G2606:12 زان جا بکشانمشان مانند تو تا این جاو اندر پس این منزل صد منزل روحانی
- G2606:13 چون بز همه را گویم هین برجه و خدمت کنریشت پی آن دادم تا ریش بجنبانی
- G2606:14 گر ریش نجنبانی یک یک بکنم ریشتریش کی رهید از من تا تو دبه برهانی
- G2606:15 یک لحظه شدی شانه در ریش درافتادییک لحظه شو آیینه چون حلقه گردانی
- G2606:16 هم شانه و هم مویی هم آینه هم روییهم شیر و هم آهویی هم اینی و هم آنی
- G2606:17 هم فرقی و هم زلفی مفتاحی و هم قلفیبیرنج چه میسلفی آواز چه لرزانی
- G2606:18 خاموش کن از گفتن هین بازی دیگر کنصد بازی نو داری ای نر بز لحیانی
ganjoor: sh2606 · public domain