Девони Шамс› Ғазал 3054 ← пешина · оянда →
Девони Шамс · G3054 · 14 байт
غزل شمارهٔ ۳۰۵۴
Ҳар байтро барои саҳифаи худаш кушоед — тарҷума, шарҳ, вожаҳои душвор.
- G3054:1 منم که کار ندارم به غیر بیکاریدلم ز کار زمانه گرفت بیزاری
- G3054:2 ز خاک تیره ندیدم به غیر تاریکیز پیر چرخ ندیدم به غیر مکاری
- G3054:3 فروگذاشتهای شست دل در این دریانه ماهیی بگرفتی نه دست میداری
- G3054:4 تو را چه شصت و چه هفتاد چون نخواهی پختگلی به دست نداری چه خار میخاری
- G3054:5 کلاه کژ بنهی همچو ماه و نورت نیستبرو برو که گرفتار ریش و دستاری
- G3054:6 چگونه برقی آخر که کشت میسوزیچگونه ابری آخر که سنگ میباری
- G3054:7 چو صید دام خودی پس چگونه صیادیچو دزد خانه خویشی چگونه عیاری
- G3054:8 اگر چه این همه باشد ولی اگر روزیخیال یار مرا دیدهای نکو یاری
- G3054:9 به ذات پاک خدایی که کارساز همهستچو مست کار امیر منی نکوکاری
- G3054:10 اگر دو گام پیاده دویدی از پی اوتو یک سواره نهای تو سپاه سالاری
- G3054:11 بگیر دامن عشقی که دامنش گرمستکه غیر او نرهاند تو را ز اغیاری
- G3054:12 به یاد عشق شب تیره را به روز آورچو عشق یاد بود شب کجا بود تاری
- G3054:13 تو خفته باشی و آن عشق بر سر بالینبرآوریده دو کف در دعا و در زاری
- G3054:14 اگر بگویم باقی بسوزد این عالمهلا قناعت کردم بس است گفتاری
ganjoor: sh3054 · public domain