Девони Шамс› Ғазал 537 ← пешина · оянда →
Девони Шамс · G537 · 11 байт
غزل شمارهٔ ۵۳۷
Ҳар байтро барои саҳифаи худаш кушоед — тарҷума, шарҳ, вожаҳои душвор.
- G537:1 کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خودای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بد
- G537:2 هر آدمی را در جهان آورد حق در پیشهایدر پیشهٔ بیپیشگی کردهست ما را نامزد
- G537:3 هر روز همچون ذرهها رقصان به پیش آن ضیاهر شب مثال اختران طواف یار ماه خد
- G537:4 کاری ز ما گر خواهدی، زین باده ما را ندهدیاندر سری کاین میرود، او کی فروشد یا خرد؟
- G537:5 سرمست کاری کی کند؟ مست آن کند که میکندباده خدایی طی کند هر دو جهان را تا صمد
- G537:6 مستی باده این جهان چون شب بخسپی بگذردمستی سغراق احد با تو درآید در لحد
- G537:7 آمد شرابی رایگان زان رحمت ای همسایگانوان ساقیان چون دایگان شیرین و مشفق بر ولد
- G537:8 ای دل از این سرمست شو، هر جا روی سرمست روتو دیگران را مست کن تا او تو را دیگر دهد
- G537:9 هر جا که بینی شاهدی چون آینه پیشش نشینهر جا که بینی ناخوشی آیینه درکش در نمد
- G537:10 میگرد گرد شهر خوش با شاهدان در کشمکشمیخوان تو لااقسم نهان تا حبذا هذا البلد
- G537:11 چون خیره شد زین می سرم خامش کنم خشک آورملطف و کرم را نشمرم کان درنیاید در عدد
ganjoor: sh537 · public domain