Девони Шамс Ғазал 750 ← пешина · оянда →

Девони Шамс · G750 · 9 байт

غزل شمارهٔ ۷۵۰

Ҳар байтро барои саҳифаи худаш кушоед — тарҷума, шарҳ, вожаҳои душвор.

  1. G750:1 شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهادساده‌دل مردی که دل بر وعدهٔ مستان نهاد
  2. G750:2 چون حدیث بیدلان بشنید جان خوش‌دلمجان بداد و این سخن را در میان جان نهاد
  3. G750:3 برج‌برج و خانه‌خانه جویم آن خورشید راکو کلید خانه از همسایگان پنهان نهاد
  4. G750:4 مشک گفتم زلف او را زین سخن بشکست زلفهندوی زلفش شکسته رو به ترکستان نهاد
  5. G750:5 من نیم سلطان ولیکن خاک پای او شدمخاک پای خویشتن را او لقب سلطان نهاد
  6. G750:6 همچو گربه عطسهٔ شیری بدم از ابتدابس شدم زیر و زبر کو گربه در انبان نهاد
  7. G750:7 گفت: ار تو زادهٔ شیری نه‌ای گربه برآبردر انبان! شیر در انبان‌درون نتوان نهاد
  8. G750:8 من چو انبان بردریدم گفت آن انبان مراچون توی را هر که گربه دید او بهتان نهاد
  9. G750:9 شمس تبریزی‌ست تابان از ورای هفت چرخلاجرم تاب نوآیین بر چهارارکان نهاد

ganjoor: sh750 · public domain