ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1375 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G1375 · 17 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۱۳۷۵
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G1375:1 باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنموین چرخِ مردمْخوار را چنگال و دندان بشکنم
- G1375:2 هفتاخترِ بیآب را، کین خاکیان را میخورندهم آب بر آتش زنم، هم بادهاشان بشکنم
- G1375:3 از شاهِ بیآغازْ من، پرّان شدم چون باز منتا جغدِ طوطیخوار را در دِیرِ ویران بشکنم
- G1375:4 زآغاز عهدی کردهام کاین جان فدایِ شه کنمبشکسته بادا پشتِ جان گر عهد و پیمان بشکنم
- G1375:5 امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفمتا گردنِ گردنکشان در پیشِ سلطان بشکنم
- G1375:6 روزی دو، باغِ طاغیان گر سبز بینی، غم مخورچون اصلهای بیخشان از راهِ پنهان بشکنم
- G1375:7 من نشکنم جز جور را یا ظالمِ بدغور راگر ذرّهای دارد نمک گبرم اگر آن بشکنم
- G1375:8 هر جا یکیگویی بُوَد، چوگانِ وحدت وی بردگویی که میدان نسپرد، در زخمِ چوگان بشکنم
- G1375:9 گشتم مقیمِ بزم او، چون لطفْ دیدم عزمِ اوگشتم حقیرِ راه او، تا ساقِ شیطان بشکنم
- G1375:10 چون در کفِ سلطان شدم، یک حبّه بودم کان شدمگر در ترازویم نهی، میدان که میزان بشکنم
- G1375:11 چون من خراب و مست را در خانهٔ خود ره دهیپس تو ندانی این قدَر کاین بشکنم، آن بشکنم؟
- G1375:12 گر پاسبان گوید که «هی!»، بر وی بریزم جامِ میدربان اگر دستم کشد، من دستِ دربان بشکنم
- G1375:13 چرخ ار نگردد گِرْدِ دل، از بیخ و اصلش برکنمگردون اگر دونی کند گردونِ گردان بشکنم
- G1375:14 خوانِ کرم گستردهای، مهمانِ خویشم بردهایگوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم؟
- G1375:15 نی نی، منم سَرْخوان تو، سرخیلِ مهمانان ِتوجامی دو بر مهمان کنم، تا شرمِ مهمان بشکنم
- G1375:16 ای که میانِ جانِ من تلقینِ شعرم میکنیگر تن زنم خامش کنم، ترسم که فرمان بشکنم
- G1375:17 از شمسِ تبریزی اگر باده رسد، مستم کند،من لااُبالیوار خود اُستُونِ کیوان بشکنم
ganjoor: sh1375 · public domain