ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1689 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G1689 · 7 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۱۶۸۹
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G1689:1 صد بار مردم ای جان وین را بیازمودمچون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم
- G1689:2 صد بار جان بدادم وز پای درفتادمبار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم
- G1689:3 تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدمای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم
- G1689:4 دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرمآن باز بازگونه چون مرغ درربودم
- G1689:5 ای شعلههای گردان در سینههای مردانگردان به گرد ماهت چون گنبد کبودم
- G1689:6 آن ساعت خجسته تو عهدها ببستهمن توبهها شکسته بودم چنانک بودم
- G1689:7 عقلم ببرد از ره کز من رسی تو در شهچون سوی عقل رفتم عقلم نداشت سودم
ganjoor: sh1689 · public domain