ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1854 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G1854 · 9 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۱۸۵۴
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G1854:1 چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرونخرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
- G1854:2 نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروانشد مجنون آن لیلی به جز لیلی صد مجنون
- G1854:3 هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوترکه این بیچونتر است اندر میان عالم بیچون
- G1854:4 ببین جانهای آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزانکز آن شیر اجل شیران نمیمیزند الا خون
- G1854:5 بسی سیمرغ ربانی که تسبیحش اناالحق شدبسوزد پر و بال او اگر یک پر زند آن سون
- G1854:6 وزیر و حاجب و محمود ایازی را شده چاکرکه آن جا کو قدم دارد بود سرهای مردان دون
- G1854:7 تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیرانجنید و شیخ بسطامی شقیق و کرخی و ذالنون
- G1854:8 ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جانمگر کان آفتاب از خود برآید سوی این هامون
- G1854:9 مگر هم لطف شمس الدین تبریزیت برهاندوگر نی این غزل می خوان و بر خود می دم این افسون
ganjoor: sh1854 · public domain