ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1885 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · G1885 · 7 บทกลอน

غزل شمارهٔ ۱۸۸۵

เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.

  1. G1885:1 ای سرده صد سودا دستار چنین می کنخوب است همین شیوه ای دوست همین می کن
  2. G1885:2 فرمانده خوبانی ابرو چو بجنبانیاین بنده تو را گوید آن می کن و این می کن
  3. G1885:3 از خون مسلمانان در ساغر رهبان کنوز کافر زلفینت ویرانی دین می کن
  4. G1885:4 مأمون امین را تو می ران که رو ای خاینوان غیرت رهزن را بر روح امین می کن
  5. G1885:5 آن حکم که از هیبت در عرش نمی‌گنجدبر پشت زمان می نه بر روی زمین می کن
  6. G1885:6 آن را که ندارد جان جان ده به دم عیسیوان را که ندارد زر ز اکسیر زرین می کن
  7. G1885:7 تا دور ابد شاها شمس الحق تبریزیحکمی است به دور تو آری هله هین می کن

ganjoor: sh1885 · public domain